فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٧٢ -       اوهامى چند پيرامون بنيانگذار مذهب     
٣ ـ مقريزى مى گويد: او از جمله تندروان خوارج بود و در ايام مروان خروج كرد. سپس مى گويد: گفته مى شود كه اباضيه منسوب به اباض به ضم همزه است و آن قريه اى است در يمامه كه بعداً نجده بن عامر در آنجا مستقر شد.[١]
اين دو نظر دلالت بر اين دارد كه او بين سالهاى ١٢٧ ـ ١٣٢، و در ايام حكومت مروان خروج كرده است و اين با ادعاى اباضيه كه او در زمان عبدالملك بن مروان درگذشته است برابر نمى افتد.
شهرستانى مى گويد: عبدالله بن اباض همان شخصى است كه در زمان مروان بن محمد خروج كرد.[٢]
شايد وجه اشتباه آنان اين باشد كه فتنه اباضيه در اواخر حكومت مروان بن محمد اتفاق افتاد و در رأس اين فتنه، عبدالله بن يحيى جندى كندى حضرمى طالب الحق كه اباضى بود قرار داشت. ابن عماد مى گويد: در سال ١٣٠ فتنه اباضيه كه به عبدالله بن اباض منسوبند، اتفاق افتاد. آنها معتقد بودند: مخالفين ما از اهل قبله، كافرند و مرتكبين كبيره، موحّد بوده ولى مؤمن به حساب نمى آيند. اين بدان خاطر بود كه آنها اعمال را در ايمان دخيل مى دانستند. آنان على و اكثر صحابه را كافر مى دانستند. رهبر آنها دراين فتنه، عبدالله بن يحيى جندى كندى حضرمى (طالب الحق) بود. آنان در قديد نيز جنگى با عبدالعزيز بن عبدالله بن عمرو بن عثمان داشتند كه در آن جنگ عبدالعزيز و ديگر ياران مدنى او كشته شدند. تعداد آنها هفتصد نفر بود كه بيشترشان هم قريشى بودند. از جمله، تخرمه بن سليمان والبى بود كه از عبدالله بن جعفر و جماعت ديگر روايت كرده است. پس از اين جريان، خوارج به طرف وادى القرى رفتند و در آنجا عبدالملك
[١] مقريزى: الخطط ٢/٣٥٥. ٢ . شهرستانى: الملل و النحل ١/١٣٤.