فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٧٩ -       آيا اباضيه از خوارج است؟     
اواخر قرن اول هجرى به دست جابر بن زيد تا هجرت گروه بزرگى از علماى مذهب و آخرين رهبر آنان ابوسفيان، محبوب بن رحيل در اواخر قرن دوم هجرى به عمان، ادامه يافت.[١]
٤ ـ در منابع اباضيه، مذهب آنها تا ربع اخير قرن سوم هجرى به اين اسم ناميده نشده است. در آن تاريخ، آنها اين اسم را پذيرفته اند زيرا به مرور زمان در اثر اطلاق، اين اسم برايشان عَلَم شده است و قبل از آن، آنها خود را «جماعت مسلمانان» يا «اهل الدعوة» يا «اهل الاستقامة» مى ناميدند. دشمنان افراطى و خوارجى شان آنها را از روى تحقير «قاعدين» مى ناميدند زيرا طبق نظر آنها اينان از جهاد در راه خدا با حاكمان و واليان ستمگر دست كشيده بودند. اين قاعدين، شيوه قعود از حرب و نجنگيدن با برادران مسلمانشان را پس از جنگ نهروان در پيش گرفتند; جنگى كه بين امام على بن ابى طالب و گروهى از خوارج كه بر پذيرش حكميت از ناحيه على اعتراض داشتند، واقع شد. آنها مى گفتند: لا حكم الا لله و از آن به بعد بود كه به نام «محكّمه» يا «شراة» يا «حروريه» مشهور شدند ولى دشمنان آنها، سران دولت اموى، آنها را خوارج ناميدند.[٢]
٥ ـ صفريه قيام مسلحانه را عليه دولت راه رسيدن به اهداف خود قرار دادند. صفريه در مغرب اين شيوه را در اين سرزمين دور افتاده در پيش گرفتند. ازاين رو در سال ١٢٢ پرچم شورش را عليه بنى اميه بر افراشتند. آنها در برابر دشمنانشان چه عرب و چه بربر، رفتار خشنى داشتند. اسارت زنان، غارت اموال و كشتن افراد را جايز مى دانستند. برخورد آنان با مردم در بلاد مغرب وحشيانه تر
[١] دكتر رجب محمد عبدالحليم: الاباضية فى مصر و المغرب ٥٤ ـ ٥٦.
[١] دكتر رجب محمد عبدالحليم: الاباضية فى مصر و المغرب ١٢ ـ ١٣.