فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٦٣ -       روايات غير معروف در حكميت     
چيز دور از ديد مردم صورت نگرفت بلكه همه چيز در محضر آنان انجام شد و امام ماجراى نبى اكرم را در صلح حديبيه ياد آور شد و نيز يادآور شد كه او هم مثل پيامبر خدا به زودى مبتلاء به همان چيزى مى شود كه پيامبر بدان مبتلاء شد. اما داستان توبه، قبل از اين درباره آن صحبت شد.
ج ـ از على(عليه السلام)روايت كرده اند كه پس از كشتار خوارج وقتى كه بر آنها گذر كرد در حالى كه برايشان طلب غفران مى كرد، گفت: ما بد كارى كرديم، برگزيدگان و فقيهانمان را كشتيم... يكى از اصحاب گفت: يا امير المؤمنين ما مشركين را كشتيم. گفت: اينها از شرك فرار كردند. گفت: آيا از منافقان بودند؟ گفت: منافقان خدا را ذكر نمى گويند مگر اندكى و اينها خدا را زياد ذكر مى گفتند.[١]
آنچه كه نويسنده ذكر نموده است، از تردستى هاى خوارج است. آنها تلاش مى كنند كه كارهاى گذشتگان خود را نيكو جلوه دهند. اين گروه بر امامى كه اطاعتش واجب و دوستى اش ايمان و دشمنى اش كفر محسوب مى شد، شوريدند.[٢] اين گروه نه مشرك بودند و نه منافق بلكه از سركشان بودند. آنها برگزيدگان و فقيهان مردم نبودند بلكه آنها اهل باديه بودند كه جمود، آنها را فرا گرفته بود و به ظواهر امر فريب مى خوردند بدون آنكه در باطن امور دقت نمايند. بدتر از آن، سخنى است كه نويسنده در ادامه كلامش نقل مى كند كه ما قلممان را از بيان و رد آن پاك نگه مى داريم. امام هرگز از عمل خويش پشيمان نگشت زيرا آنچه كه پيامبر اكرم درباره او خبر داده بود كه در آينده نزديك با
[١] دكتر صالح بن احمد صوافى: الامام جابر بن زيد ١٢٥ به نقل از قلهاتى: الكشف و البيان ٣/٢٥٢ ـ ٢٥٤.
[١] مدرك آن قبل از اين ذكر شد.