فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٩٨ - ديدگاه ديگرى درباره مفهوم خوارج     
ايمان، همان عمل به دستورات دينى است و اگر كسى توحيد و نبوت را بپذيرد و مرتكب كبيره شود، كافر مى شود.[١] اين همان چيزى است كه به محكّمه اولى و كسانى كه بعد از آنها آمدند و به اباضيه منسوبند، برمى گردد.
اما اباضيه امروزى كه در عمان و مغرب عربى يعنى ليبى، الجزاير، تونس و همچنين در مصر به سر مى برند در كتابهاى كه امروزه از آنها منتشر مى شود غير از تخطئه تحكيم و تصويب محكّمه اولى چيز ديگرى ديده نمى شود و با على اظهار عداوت نمى كنند و به او ناسزا نمى گويند جز آنچه كه اخيراً نقل كرديم. پس ما غير از آنچه كه بر ايمان آشكار است، چيزى درباره آنها نمى توانيم بگوييم، و از طرفى به اظهارات آنها نمى شود اتكا نمود. چون آنها در دينشان چهار مسلك دارند كه يكى از آنها مسلك كتمان و تقيه است كه توضيح آن در بحث تقيه خواهد آمد. اباضيه اهل تقيه و از مجوّزان آن هستند و در طول قرون متمادى بدان عمل كرده و در سايه آن به حيات خود ادامه داده اند و با تقيه بود كه جاى پايى براى خود باز كردند و دولت هايى را در عمان و در اقصى نقاط مغرب عربى به وجود آوردند.
ديدگاه ديگرى درباره مفهوم خوارج:
آنچه كه مسلمانان از خوارج مى فهمند همان محكمه اولى است يعنى همانهايى كه در اثناى جنگ صفين عليه على(عليه السلام)شوريدند و به يك معنى از تحت فرماندهى فرمانده خود خارج شدند و به معنى ديگر از دين خارج شدند، اما بعضى از اباضيه هاى معاصر، خوارج را به خروج از دين تفسير مى كنند
[١] عمر ابوالنضر: الخوارج فى الاسلام ١٠٢.