فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٩٧ -       نظر ما در موضوع     
قرابت با پيامبر خدا موجب غفران است حال آنكه مى بينيم خداوند پيامبرش را تهديد مى كندو مى گويد: (وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيلِ* لأَخَذْنَا مِنْهُ بِالَْيمِينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ * فَمَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَد عَنْهُ حَاجِزِينَ )[١] اين كلام خداوند ادعا و برهان خصم را در رابطه با قرابت پيامبر باطل مى كند.[٢]
خوارج در اصطلاح اباضيه مفهوم سياسى دارد و در عين حال مفهوم دينى. مراد از اولى خروج آنها از اطاعت امام واجب الاطاعه است كه حكم آنها حكم سركشان و متمردان است و مراد از دومى خروج آنها از دين و ملت و كافر شدن آنهاست. بنابر هر دو مفهوم، محكّمه اولى خوارج محسوب مى شوند چون از اطاعت امام خارج شدند و در حين جنگ نيز به همان طغيان خود باقى بودند. آنها از دين بيرون رفتند چون با كسى دشمنى ورزيدند كه دشمنى با او كفر و نفاق و دوستى با او دين و ايمان است.
عمر ابو نضر مى گويد: تعاليم خوارج از بدو پيدايش، با دين و سياست عجين گشته و شعارشان كه «الحكم لله» است، با دين و سياست ممزوج شده است; بنابراين درست نيست كه گفته شود دعوت آنان صرفاً دعوت دينى يا سياسى است. اين دعوتِ بسيط تا خلافت عبدالملك بن مروان ادامه داشت. از آن زمان به بعد آنها بسيارى از تعاليم جديد را به آن افزودند و به تأويل احكام دينى پرداختند; تأويلى كه در آن اغراق و ابهام زيادى وجود داشت. آنها مى گفتند:
[١] الحاقه: ٤٧ ـ ٤٤ «اگر پيامبر بعضى سخنان را به ما نسبت دهد او را با قدرت مى گيريم. آنگاه رگ حيات او را مى بريم و هيچ يك از شما نمى توانيد مانع او شويد.»
[١] السير و الجوابات: يكى از فقهاى اباضيه: تحقيق دكتر سيده اسماعيل كاشف، استاد تاريخ اسلامى دانشكده دخترانه دانشگاه عين شمس قاهره، طبع ١٤١٠ ـ ١٩٨٩م.