فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٦٩ - نصيحتى به اباضيه     
آخرت و تنزيه او از نقص تشبيه با تأويل صفات خبريه; تأويلى كه با قواعد ادبى و محاوره اى سازگار است و در مسأله حدوث قرآن با معتزله و شيعه اماميه همعقيده اند و در تفسير شفاعت به معنى ترفيع درجه يا سريع رفتن به بهشت و مخلّد بودن گناهكاران در آتش با معتزله همنظرند و در تفسير قَدَر و در اين كه افعال انسان مخلوق خداوند سبحان است و او خالق و عبد كاسب افعال است با اشاعره همعقيده اند.[١]
اگر بپذيريم كه اين اصول جزء عقايد آنهاست و بپذيريم آنچه كه نويسندگان فِرَق نوشته و به آنها نسبت داده اند، دروغ محض است در اين صورت لازم است كه اباضيه بايد به امور زير قيام نمايند تا وحدت پديد آيد و شكافها پر شود و امت يكدست و متحد گردد. آن امور عبارتند از:
١ ـ اعتماد به درستى آنچه كه آنها درباره مذهبشان نوشته اند و عقايدشان را به آن تفسير كرده اند جداً مشكل است زيرا همانطور كه دانستيد آنان در تبيين دين چهار مسلك دارند كه يكى از آنها مسلك «كتمان و پنهانكارى» است. بنابراين احتمال دارد كه همه اين فروعات از اين مبدأ سرچشمه گيرد و تمامى آنها از ادعاهايى باشد كه تقيه آن را توجيه مى كند و مصلحتهاى زمانى آن را مجاز مى شمارد. پس وقت آن رسيده كه براى آگاهى مردم بر اين مسلكهاى روشنگرانه دين، خط بطلان كشيده شود خصوصاً كه اينان (اباضيه) در عصر حاكميت آزادى زندگى مى كنند و توجيهى براى تقيه ندارند زيرا معنى تقيه آن است كه شخص عقيده خود را از مخالفان مخفى دارد و از اظهار آن بيم يورش و ضرب و قتل از ناحيه آنها داشته باشد و شما اباضيان كه با ديگر گروه هاى اسلامى در تمامى
[١] على يحيى معمر: الاباضية بين الفرق الاسلامية ١/٢٨٩ ـ ٢٩٧.