فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤١٩ - نامه عبدالله بن اباض به عبدالملك بن مروان     
از كارهاى كه او را بر آن نكوهش مى كنيم اينكه او خمس را كه از آنِ خداست، به خود اختصاص داد و آن را به خويشانش بخشيد و از بين آنها كارگزارانى را بر اصحابش گماشت و اين تبديل فرايض خدا بود حال آنكه خدا خمس را براى خود و رسولش قرار داده است: «و براى خويشان او و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان است اگر به خدا و آنچه كه بر بنده خود در روز جدايى حق از باطل، روز درگيرى دو گروه ـ جنگ بدر ـ نازل كرديم ايمان داشته باشيد و خداوند بر همه چيز تواناست.»[١]
از كارهايى كه او را بر آن نكوهش مى كنيم اينكه او مردم بحرين و عمان را از فروختن طعامشان منع كرد تا طعام دولت به فروش رود و اين تحريم حلال خدا بود: «خداوند خريد و فروش را حلال و ربا را حرام نموده است.»[٢]
پس اگر بخواهم تو را به بسيارى از ستمهاى عثمان آگاه سازم قادر به شمردن آن نخواهم بود مگر خدا بخواهد و آنچه كه از كارهاى عثمان برايت مى شمارم اگر كسى يكى از آنها را انجام دهد كافر مى شود.
از جمله كارهاى عثمان آن بود كه بر خلاف دستور خدا و سنت پيامبر و شيوه دو خليفه صالح، ابوبكر و عمر عمل كرد و خداوند مى فرمايد: «اگر كسى پس از آنكه حقيقت برايش آشكار شده است با پيامبر به مخالفت برخيزد و راهى غير از راه مؤمنان در پيش گيرد او را به همان راهى كه پيش گرفته وا مى گذاريم و او را به جهنم مى افكنيم و آن بد منزلگاهى است.»[٢] و مى فرمايد: «كسانى كه به دستور خدا حكم نمى كنند آنها ستمكارانند»[٤]، «هان آگاه باشيد كه لعنت
[١] انفال: ٤١. ٢ . بقره: ٢٧٥.
[١] نساء: ١١٥. ٤ . مائده: ٤٥.