فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٨٥ -       نظر ديگرى درباره بنيانگذار     
دوباره به بصره بازگشت و حجاج نتوانست هيچ گونه مزاحمتى برايش فراهم كند.[١]
در جاى ديگر مى گويد: وقتى حجاج از كار جابر بن زيد كه پس از عبدالله بن اباض رهبرى گروه قعده را بر عهده گرفته بود، با خبر شد او را به زندان انداخت و بعد به عمان تبعيد نمود. وقتى از عمان برگشت، حجاج دوباره او را زندانى كرد همانگونه كه ديگر بزرگان قعده را زندانى كرده بود.[٢]
در اينجا نظر سومى نيز هست و آن اينكه اين دو نفر هم عصر بوده اند اما شرايط زمانى سبب شده است كه جابر خود را مخفى كند و عبدالله بن اباض در ميدان حاضر شود. دكتر صالح بن احمد صوافى مى گويد: جماعت قعده صلاح ديدند كه بايد امر جابر پوشيده بماند و شايد دليلش آن بود كه آنها مى ديدند با آشكار شدن كار جابر، خسارت بزرگى متوجه آنها مى شود و بر او سخت مى گيرند و اين باعث شد كه جماعت، رهبر با تدبير و حقيقى خود را مخفى كنند. جابر به حدى در اختفا بود كه افراد ديگر از طرف گروه حرف مى زدند و با مخاصمان مناظره مى كردند و عبدالله بن اباض يكى از اين افراد بود كه نامش زياد برده مى شد تا جايى كه گمان مى رفت او رهبر اصلى گروه است. از اين رو ديگران گروه را به او نسبت دادند و آن را به نام گروه اباضيه معرفى كردند در حالى كه عبدالله بن اباض تنها يك فرد از آن افرادى بود كه رهبر گروه ـ جابر بن زيد ـ آنها را براى تبليغ از گروه و مناظره مخاصمان برگزيده بود.[٣]
[١] الاباضية فى مصر والمغرب ٢٠٠.
[١] همان ٣٣.
[١] صالح بن احمد صوافى: الامام جابر بن زيد العمانى ١٥٣.