فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٥٢ - فرقه دوم نجديه     
نجديه سه دسته شدند:
١ ـ دسته اى او را تكفير كردند و با ابوفديك همراه شدند مانند راشد طويل، ابو بيهس، ابوشمراخ و پيروان آنها.
٢ ـ دسته ديگر او را در كارهايش معذور دانستند. اينها همان نجديه بودند.
٣ ـ دسته اى ديگر از يمامه هجرت كردند و در ناحيه اى از بصره سكنى گزيدند و از بدعتهاى نجده در شك بودند و درباره او نظر مخالف و موافقى نداشتند و مى گفتند: ما نمى دانيم آيا او به اين بدعتها دست زده است يا نه؟ تا يقين نداشته باشيم نمى توانيم از او بيزارى بجوييم.
ابو فديك پس از قتل نجده همچنان امير بود تاآنكه عبدالملك بن مروان، عمر بن عبيدالله بن معمر تميمى را با سپاهى به جنگ او فرستاد و آنان ابو فديك را كشته، سرش را براى عبدالملك بن مروان فرستادند. اين بود سرگذشت نجديه.[١]
با دقت نظر در آنچه كه از نجده به عنوان آراى او نقل كرديم، مذهب نجديه و اين كه آنها از ازارقه ميانه رو تر بوده اند، روشن مى شود. افكارى كه آنان را از ديگر فرقه هاى خوارج متمايز مى كند، در امور ذيل خلاصه مى شود:
١ ـ جايز دانستن تقيه;[٢]
[١] بغدادى: الفرق بين الفرق ٨٧ ـ ٩٠. اشعرى: مقالات الاسلاميين ١ ـ ٨٩ و شهرستانى: الملل و النحل ١ ـ ١٢٢ ـ ١٢٥.
[١] اگر اين مطلب درست باشد چنانكه از نامه نجده برمى آيد، نسبتى كه اشعرى در مقالاتش به آنها داده از اينكه آنها خون و مال اهل تقيه را در حال تقيه حلال مى دانستند و از قائلين به حرمت آن تبرى مى جستند، درست نيست. اشعرى: مقالات الاسلاميين ١ ـ ٩١.