فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٠٥ - پرسش دوم چرا پس از تحميل حكميت بر على(ع) از آن برگشتند     
(وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللهِ ...)[١].
(وَ إِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الأُخْرى فَقَاتِلُوا التي تَبْغِي حَتَّى تَفِىءَ إِلَى أَمْرِ اللهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ).[٢]
جنگيدن و سازش دليل بر آن نيست كه خونهاى ريخته شده، به ناحق ريخته شده باشند. به هر حال، جنگ و صلح، مبارزه و مصالحه همه از احكام قرآن است كه هر كدام بنا بر نظر و صلاحديد حاكم اسلامى در جاى خود به كار گرفته مى شود. سيره پيامبر اكرم نيز بر همين اساس استوار بوده است. در بدر، احد و احزاب با قريش جنگيد و خونهاى زيادى از مسلمانان ريخته شد، با اين همه در حديبيه با آنان صلح كرد و صلحنامه اى بين او و قريش امضاء شد چنانكه در كلام على(عليه السلام)بدان اشاره شد. حتى قريش از نوشتن كلمه «رسول الله» در كنار اسم پيامبر خوددارى ورزيدند و او را مجبور ساختند كه اسمش را بدون كلمه «رسول الله» بنويسد; چنانكه معاويه و عمرو بن عاص نيز از نوشتن كلمه «امير المؤمنين» در كنار اسم على(عليه السلام)امتناع ورزيدند. پس اين خود اقتدا به پيامبر است و خونهايى كه در جبهات جنگ براى خدا ريخته شده، از ارزش نمى افتد و كشته شدگان جزء شهدا محسوب مى شوند و آنان زنده بوده، مهمانان پروردگارشان هستند و اين منافات ندارد كه حاكم اسلامى روزى اگر مصلحت را
[١] انفال: ٦١ «اگر آنان به صلح رو آوردند تو هم به صلح رو آور و بر خدا توكل كن ....»
[١] حجرات: ٩ «و اگر دو گروه از مؤمنان با هم جنگيدند بين شان اصلاح نماييد و چنانچه يكى از آنها بر ديگرى تجاوز كرد با آن گروه متجاوز بجنگيد تا امر خدا را پذيرا شود و اگر پذيرا شد به عدل بين شان اصلاح نماييد و عدالت را به پا داريد. خداوند عدالت پيشگان را دوست مى دارد.»