نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٧٦ - پاسخهاى قطب الدين راوندى به برخى شبهات
با اين حال، شاهديم كه قرآن كريم اين سخن منسوب به آنان را فارغ از حقيقت مىداند و نوعى جدال و لجبازى مىشمارد و مىفرمايد: «ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ»[١]؛ يعنى اين سخنى است كه آنها تنها به زبان مىآورند (برخاسته از دل آنان نيست)؛ مانند آنچه قبلًا كافران مىگفتند و فرشتگان را دختران خداوند مىپنداشتند؛ سخن ياوهاى كه دور از حقيقت است.
محمّد عبده مىنويسد: «شيوه قرآن چنين است كه اگر تعدادى از افراد، سران يا گروههايى از يك امّت، سخن باطلى گويند يا كار زشتى مرتكب شوند و ساير مردم در برابر آن سكوت كنند و براى محكوميّت و تقبيح آن اقدامى نكنند، اين گفتهها و كردارها را به همه امّت نسبت مىدهد و همگان را در وقوع چنين جرايمى توبيخ مىكند و مورد مؤاخذه قرار مىدهد؛ لذا مىفرمايد: «وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً»[٢] و اساساً اين مسأله يكى از سنّتهاى جارى در جوامع بشرى است كه بلايا و عذابهايى كه در نتيجه گسترش جرم و فساد دامنگير جوامع مىشود، به عوامل مستقيم جرم اختصاص ندارد، بلكه ساير كسانى كه در برابر وقوع جرم و فساد سكوت كرده و بىتفاوت بودهاند نيز شريك جرم و عواقب آن هستند؛ چنان كه اگر به واسطه آلوده شدن بخشهايى از يك شهر، بيمارىِ وبا پديد آيد و با آن مبارزه نشود، همه شهروندان در معرض خطر قرار مىگيرند و بيمارى به منطقه آلوده شده اختصاص نخواهد داشت.[٣]
پرسش: قطب الدين راوندى مىگويد: برخى گفتهاند آيه «فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَ هُوَ سَقِيمٌ»[٤] به اطلاق و غير مشروط، بر اين دلالت مىكند كه يونس در زمين خشكى رها و افكنده شد، در حالى كه آيه «لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ»[٥] به
[١] . توبه/ ٣٠« اين سخنى است[ باطل] كه به زبان مىآورند و به گفتار كسانى كه پيش از اين كافر شدهاند، شباهت دارد».
[٢] . انفال/ ٢٥.
[٣] . المنار، ١٠/ ٣٢٦- ٣٢٧.
[٤] . صافات/ ١٤٥« پس او[ يونس] را در حالىكه ناخوش بود، به زمين خشكى افكنديم».
[٥] . قلم/ ٤٩.