نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٥٥ - نمونههاى ديگرى از آيات موهم اختلاف و تناقض
گروهى ديگر «چركابه» و نوشيدنى برخى از آنان «آب جوش» و گروهى ديگر «صَديد» است.
واژه «ضَريع» نام گياهى است كه در سرزمين حجاز مىرويد و به جوانه آن «شِبرِق» گفته مىشود. اين گياه هيچ گونه خاصيّت غذايى ندارد. امرء القيس در بيتى مىگويد:
|
فَأتبعتهم طرفي وقد حال دونهم |
غواربُ رمل ذي ألاءٍ و شِبرِق[١] |
|
و واژه «غِسلين» از فعل «غَسَلتُ» و گويا به معناى «غُسالة» است. برخى مفسّران گفتهاند «غِسلين» به معناى چركابهاى است كه از بدن شكنجه شدگان بيرون مىآيد و مانند قيح و خونابه است.
دو آيه مذكور مانند آيه «سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ»[٢] است. يكى از قاريان كلمه «قَطِران» را «قِطرٍ آنٍ» قرائت كرده است.[٣] در اين صورت، «قِطر» به معناى «مس» و «آنٍ» يعنى مسى كه به بالاترين درجه حرارت رسيده يا در حال ذوب شدن است. گويا پوشش برخى از دوزخيان قير داغ و پوشش برخى ديگر مس گداخته است و مىتوان چنين نيز گفت كه پوشش برخى از دوزخيان، گاهى قير مذاب و گاهى مس گداخته است.[٤]
شايد كسى بپرسد: آتش، درخت و گياه را مىسوزاند؛ با اين حال چگونه در دوزخ درخت و گياه وجود دارد؟
پاسخ اينكه از گفتههاى اهل نظر چنين استفادهاى نمىشود كه ضَريع (گياه خشك) خود در آتش برويد و دوزخيان از آن بخورند؛ زيرا اين گياه يكى از خوراكيهاى چارپايان است نه انسانها و خاصيّت آن به گونهاى است كه اگر شتران از آن بخورند، هرگز سير نمىشوند و پس از مدّتى، بر اثر لاغرى مىميرند؛ چنان كه هذلىِ شاعر در وصف شترى كه سير نشده و از لاغرى مرده است، مىگويد:
[١] .« ألاء» بر وزن« عَلاء» درخت زيبايى است كه همواره سرسبز است و طعم تلخى دارد. اين درخت در شنزارها و درّهها مىرويد.« نگاه من در پى آنان بود، در حالى كه ارتفاع درختان سرزمين شنزار ميان ما حائل شده بود».
[٢] . ابراهيم/ ٥٠« تن پوشهايشان از قير است».
[٣] . شَواذ ابن خالويه، ص ٧٠.
[٤] . اين قرائت در فرضى پذيرفتنى است كه طبق حديث أحرف سبع، قرائتهاى مختلف را حجت بدانيم.