نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٦٥ - درود بر پيروان الياس
مراعات «روىّ» است.[١]
در پاسخ بايد گفت كه او در نيافته كه اين واژه عربى نيست و از اين رو هر جا لازم باشد، مىتوان در آن تصرّف كرد. عادتى نزد عرب رايج است كه براساس آن، و در واژههاى غيرعربى بىهيچ قاعدهاى دخل و تصرف مىكنند. قرآن كريم نيز به روش آنان واژهها را به كار برده است و اين روش، نه تنها كاستى قلمداد نمىشود، بلكه نيكو هم هست؛ بويژه آنكه با مراعات «روىّ» نيز تناسب دارد.
مراغى مىنويسد: «الياسين» صورت ديگرى از واژه «الياس» است و عرب، فراوان در واژههاى غيرعربى تصرف مىكنند.[٢]
بلاغى نيز در اين باره چنين آورده است: «سَلامٌ عَلى إِلْياسِينَ»، پس از «وَ إِنَّ إِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ»[٣] آمده است؛ زيرا اسم اين پيامبر در زبان عربى دو گونه تعريف شده است؛ همان طور كه در زبان عبرى نيز چنين است: «إلياه» و «إلياهُوّ»[٤] كه در تورات به «إيليا تشبّى» معروف است.[٥]
بارى، همان گونه كه گذشت، عرب را عادت بر اين است كه واژههاى بيگانه را (شايد از سر تحقير) به روش واحدى تلفظ نمىكنند و هر گونه كه بخواهند در آنها تصرّف مىكنند.
مثلًا واژه پهلوى «دِرَخْم» را به «دِرْهَم» و برخى شاعران نيز آن را به «دِرْهام» تغيير دادهاند.
|
لو أنّ عندي مائتي درهام |
لجاز في آفاقها خاتامي |
|
يعنى اگر دويست درهم مىداشتم، صيت من مرزها را در مىنورديد.
نيز واژه يونانى «مَتِكْسا» را كه به معناى ابريشم خام است، به «مِدَقْس»، «دِمَقْس»، «دِقَمسْ»، «دِمَقْص» و «دِمْقاس» تعريب كردهاند.
همچنين واژههاى «دُرْنُوك»، «دِرْنيك»، «دِرَنْك» و «دُرُموك» مُعَرَّبِ واژهاى
[١] . ملحق ترجمة كتاب الإسلام، ص ٤١٨.
[٢] . تفسير مراغى، ٢٣/ ٨١.
[٣] . صافّات/ ١٢٣:« و به راستى الياس از فرستادگان( ما) بود»
[٤] . الهدى إلى دين المصطفى، ١/ ٣٨٣.
[٥] . ر. ك: سفر الملوك الثاني، باب ١، شماره ٣، ٤، ٨، ١٠، ١٢، ١٥، ١٧.