نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٣١ - الغاى تدريجى بردهدارى
دشمن را كه به دست آورده بود رها كند. سياست صحيح هرگز حكم نمىكند كه با رها كردن اسيران دشمن او را عليه خود جرى گردانيم؛ در حالى كه اقوام و خويشان و همكيشان ما در دام دشمن با انواع رنج و آزار و شكنجه دست و پنجه مىكنند. قانون مقابله مثل در چنين شرايطى عادلانهترين روش، بلكه تنها روشى است كه مىتوان به كار گرفت.
آنچه شايان ذكر است اين است كه تنها آيهاى كه در قرآن سخن از اسيران جنگى دارد اين آيه است: «فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها»[١] سپس يا بر آنان منت نهيد و آزادشان كنيد، و يا فديه از ايشان بگيريد. كه سخنى از بردگى و بردهگيرى اسيران ندارد تا به صورت قانونى ثابت درآيد، بلكه سخن از فديه (عوض) يا آزادسازى يك جانبه دارد كه دو قانون ثابت هستند كه قرآن مىخواهد در آينده دور يا نزديك بشريّت، رفتار با اسيران تنها در چهارچوب اين دو قانون منحصر شود.
مسلمانان نيز به بردهدارى تنها به عنوان پذيرش قانونى قهرى و گريزناپذير تن در دادهاند؛ نه به عنوان يكى از قوانين اساسى اسلام.
بنابراين پذيرش راه و رسم بردهدارى از سوى اسلام به معناى پذيرش نقص و كاستى در هويّت انسانى برده نيست، بلكه تنها به دليل قانون مقابله به مثل است. چنان كه پذيرش بردهدارى را به صورت قانونى تعليقى درآورده؛ تا وقتى كه كشورهاى در حال جنگ، بر قانون ديگرى جز بردهدارى توافق كنند كه در جلوگيرى از اسارت يك جانبه مسلمانان ضمانت اجرائى داشته باشد.
با اين حال اسلام از اين قانون براى هميشه تبعيّت نكرده، بلكه هرگاه احساس امنيّت كند بردهها را آزاد مىكند. پيامبر نيز برخى از اسيران را بدون فديه رها مىكرد.
چنان كه از نصاراى نجران نيز فديه گرفت و اسيرانشان را بازپس داد، و موردى وجود ندارد كه اسيران را به بردگى گرفته باشد- چنان كه امروز نيز اسيران جنگى ديگر به بردگى گرفته نمىشوند- اين رفتار پيامبر الگويى براى آينده بشريّت شد تا از قوانين موروثى ناپسند خويش رها شود و ارزشهاى والا را به محفل خويش بازگرداند.
[١] . محمّد/ ٤.