نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٦٥ - اصحاب كهف و رقيم
حادثهاى اتفاقى نبوده است. خداوند پس از بيان سرگذشت قوم نوح، عاد، ثمود و قوم ابراهيم و لوط و اصحاب مدين و فرعون و موسى، مىفرمايد: «فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِيَ ظالِمَةٌ فَهِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ»[١]. و پيش از آن مىفرمايد: «فَأَمْلَيْتُ لِلْكافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ»[٢].
ويرانههاى آباديهاى قوم لوط در سرزمين فلسطين بر كرانه بحرالميت، صبح و شام در راه شام، همواره در معرض ديد اعراب معاصر نزول قرآن قرار داشته است:
«وَ إِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِمْ مُصْبِحِينَ وَ بِاللَّيْلِ»[٣]. آنان سرزمين قوم لوط را كه محو شده و به بيابان برهوت مبدل گشته بود، ديدند. پس بايد درس عبرت مىگرفتند و بيمناك مىشدند كه اگر در گمراهى غوطهور شوند و در بيراهه فرو روند، بر سر آنان نيز چنين بلايى خواهد آمد.
اصحاب كهف و رقيم
داستان اصحاب كهف، داستان تأثير ايمان در جانهاى پاك و باورمند است كه با اطمينان به باورهاى اعتقادى خود، آنها را بر زيورها و لذتهاى دنيا بر مىگزينند و آنگاه كه زندگى در كنار ديگر مردمان برآنان سخت شود، راه غار را در پيش مىگيرند و خداوند نيز آنان را در پناه خويش مىگيرد و از الطافش بهرهمند مىسازد و از فتنهها دور مىدارد.
درباره اين داستان سخن فراوان است و در برخى آثار پيشينيان و در اساطير به شكلهاى گوناگون ياد شده است، اما در اين ميان بايد به يگانه منبع ترديدناپذير، قرآن كريم بسنده كرد و ديگر گفتهها و افسانههايى را كه در تفاسير، بىهيچ مدركى جاى گرفته است، بايد كنار نهاد؛ به ويژه كه خود قرآن از اينكه در اين باره از كسى پرسيده شود و يا بدون آگاهى، بحث و مناظره شود، نهى فرموده است: «فَلا تُمارِ
[١] . حج/ ٤٥:« و چه بسيار شهرها را كه اهلش ستمكار بودند و هلاكشان كرديم و اينك آن شهرها ويراناست و چه بسيار چاههاى متروك و قصرهاى عالى كه بىصاحب گشت».
[٢] . حج/ ٤٤:« پس كافران را مهلت دادم، سپس( گريبان) آنها را گرفتم. پس عذاب من چگونه بود»؟
[٣] . صافات/ ١٣٧- ١٣٨:« و در حقيقت شما بر آنان صبحگاهان و شامگاهان مىگذريد».