نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٣٢ - ٣ آزادى در چينش صحنهها
٣. آزادى در چينش صحنهها
در داستانهاى قرآن، حوادث و صحنهها اين گونه نيست كه طبق ترتيب زمانى و طبيعى آنها چيده شود، بلكه بسيار است كه اين ترتيب رعايت نمىشود. شيخ محمّد عبده بارها در تفسير خود به اين نكته اشاره كرده است. وى در پى داستانهاى عبرتانگيز بنى اسرائيل در سوره بقره مىنويسد: «اين آيات طبق اسلوب ويژه و منحصر به فرد قرآن آمده است و در آن به شيوه تاريخ نگاران و نويسندگان در نقل سخن به ترتيب وقوع حوادث، پايبند نيست، بلكه به گونهاى سخن را مىآرايد كه انسان را شيفته خود مىسازد و او را به انديشيدن و درس آموزى وا مىدارد.
قرآن در حكايتهايى كه از بنىاسرائيل باز مىگويد، انواع نعمتها و فضل الهى را در برابر انواع ناسپاسيها و نافرمانيهاى آنان يادآور مىشود و نيز بازتاب اين حقناشناسيها را كه كيفر و تأديب الهى و به نيك و بد آزمودنهاست، نشان مىدهد و روشن مىسازد كه چگونه در پى هرعقوبتى، توبهمىكردند ولطفالهى دوباره شامل حال آنان مىشد، اما باز به ناسپاسى و كردار ناشايست خويش باز مىگشتند».[١]
نمونهاىاز اين چينش هنرى، داستان لوط است كه اينگونه بازگو مىشود: «فَلَمَّا جاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ. قالُوا بَلْ جِئْناكَ بِما كانُوا فِيهِ يَمْتَرُونَ وَ أَتَيْناكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّا لَصادِقُونَ، فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَ اتَّبِعْ أَدْبارَهُمْ وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ وَ امْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ، وَ قَضَيْنا إِلَيْهِ ذلِكَ الْأَمْرَ أَنَّ دابِرَ هؤُلاءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحِينَ. وَ جاءَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ قالَ إِنَّ هؤُلاءِ ضَيْفِي فَلا تَفْضَحُونِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ. قالُوا أَ وَ لَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعالَمِينَ؟ قالَ هؤُلاءِ بَناتِي إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ. لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ. فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ ...».[٢]
[١] . تفسير المنار، ١/ ٣٦٤.
[٢] . حجر/ ٦١- ٧٣:« پس چون فرشتگان نزد خاندان لوط آمدند، لوط گفت شما مردمى ناشناس هستيد. گفتند بلكه براى تو چيزى آوردهايم كه در آن ترديد مىكردند و حق را براى تو آوردهايم و قطعاً ما راستگويانيم. پس پاسى از شب كه گذشت، خانوادهات را حركت ده و خودت به دنبال آنان برو و هيچ يك از شما نبايد به عقب بنگرد و هرجا به شما دستور داده مىشود، برويد. و او را از اين امر آگاه كرديم كه ريشه آن گروه، صبحگاهان بريده خواهد شد. و مردم شهر، شادى كنان روى آوردند. لوط گفت اينان مهمانان منند؛ مرا رسوا مكنيد و از خدا پروا كنيد و مرا خوار نسازيد. گفتند آيا تو را از مردم بيگانه منع نكرديم؟ گفت اگر مىخواهيد كارى انجام دهيد، اينان دختران منند؛ به جان تو سوگند كه آنان در مستى خود سرگردان بودند. پس به هنگام طلوع آفتاب، فرياد مرگبار، آنان را فراگرفت».