نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٣٥ - ٥ ارائه گزارشها و تصويرهاى گوناگون از يك صحنه
الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ».[١] ودر سوره طه آمدهاست: «فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ يا مُوسى إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً».[٢]
شبيه اين مورد، ترسيمهاى گوناگونىاست كه از حادثه ترس موسى عليه السلام از تبديل عصا به مار شدهاست. يكبار تنها گفتهشده: «خُذْها وَ لا تَخَفْ».[٣] بار ديگر آمدهاست:
«فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسى لا تَخَفْ إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ»[٤].
همين گونه در صحنههاى ديگر، گزارشها و تعبيرهاى گوناگونى از يك صحنه و يا گفته شده است؛ همانند عذاب آسمانى كه از آن، گاه به «الرَّجْفَةُ»[٥]، گاه به «الصَّيْحَةُ»[٦] وگاه به «الطاغيه»[٧] تعبير شده است. همين طور شكافته شدن سنگ و بيرون جستن آب در داستان موسى عليه السلام يك بار با «فَانْفَجَرَتْ»[٨] وبار ديگر با «فَانْبَجَسَتْ»[٩] بيان شده است.
اين گونه مسائل سبب شده است تا قصههاى قرآن را از قسم متشابه به شمار آورند، اما شكى نيست كه اين اختلافها بازتاب تغيير در مقصود و جايگاهى است كه قصه در آن بازگو شده است. تفاوتهاى ياد شده سبب شده است تا هر كدام از گزارشها داستان جداگانهاى به نظر برسد و حال آنكه هيچ اختلافى نمىبينيم، بلكه آفرينشهايى ادبى است كه همگام با اهداف و مقاصد پديد آمده است.
براى مثال در داستان موسى عليه السلام و همراه او با كارهاى شگفتانگيزش، در يك
[١] . قصص/ ٣٠:« پس چون به آن آتش رسيد، از جانب راست وادى، در آن جايگاه مبارك از آن درختندا آمد كه اى موسى! منم، من، خداوندگار جهانيان».
[٢] . طه/ ١١- ١٢:« پس چون بدان رسيد، ندا داده شد كه اى موسى! اين منم پروردگار تو، پاى پوش خويش بيرون آور كه تو در وادى مقدس« طُوى» هستى».
[٣] . طه/ ٢١:« آن را بگير و مترس».
[٤] . نمل/ ١٠:« پس چون آن را همچون مارى ديد كه مىجنبد، پشت گردانيد و به عقب بازنگشت. اىموسى مترس كه فرستادگان پيش من نمىترسند».
[٥] . اعراف/ ٧٨ و ٩١:« زمين لرزه».
[٦] . هود/ ٦٧ و ٩٤:« بانگ».
[٧] . حاقه/ ٥:« سركش».
[٨] . بقره/ ٦٠.
[٩] . اعراف/ ١٦٠« انبجاس» آن است كه آبى كه جريان پيدا مىكند، اندك و« انفجار» آن است كه فراوان خارج شود. آب در آغاز كم كم خارج مىشد و سپس گسترش پيدا كرده و زياد مىشد. از اين رو در اينجا« انبجاس» و در سوره بقره« انفجار» آورده شده است( مجمع البيان، ٤/ ٣٧٨).