نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٤٥ - دگرانديشهاى نوپيدا
مىگفت: قرآن بر اساس ذهنيتهاى مردمان با آنان سخن مىگويد و در اينجا نخست با خصم همراه شده و به اين عقيده تن داده است، نه از آن رو كه حق و درست است و سپس به تدريج و در فرصتهاى مناسب، آن را ابطال ساخته است.
از آنچه گذشت، روشن شد كه قرآن با مردم مطابق ذهنيتها و آداب و رسوم خودشان رفتار مىكند و آنان را به همين وسيله رهنمون مىشود؛ درست همان كارى را كه در امور تشريعى انجام مىدهد و با توجه به عادات و آداب مردم با آنان برخورد مىكند و سپس اين آيينها را تغيير مىدهد و نسخ در احكام و قوانين از اينجا سرچشمه مىگيرد.
اين نكته نيز روشن مىشود كه قرآن در داستانهايى كه براى آزمودن پيامبر صلى الله عليه و آله و شناخت درستى نبوت وى مطرح مىشد، چيزى را بازگو مىكرد كه اهل كتاب از تاريخ مىشناختند، نه حقايق تاريخى را. از اينجاست كه نبايد به پيامبر صلى الله عليه و آله و قرآن اعتراض كرد كه چرا اين قصهها با تاريخ سازگار نيست و داراى خطاهاى تاريخى است؟
اكنون بايد توجه كرد كه اگر بر اين مسئله اصرار شود كه قصههاى قرآن براى بيان تاريخ است و اين مطلب كاملًا مبرهن شود، به ناچار بايد پذيرفت كه مسئله تاريخى بودن، تنها در جاهايى است كه قضايايى تاريخى و به عنوان تاريخ آمده باشد؛ مانند گزارش ولادت عيسى عليه السلام و قضيّه ابراهيم عليه السلام و اين كه نه يهودى بود و نه نصرانى، اما داستانهايى كه مقصود از آن، تنها موعظه و ارشاد است، ضرورتى ندارد كه هر آنچه مطرح مىكند، تاريخى باشد؛ گاه دانستههايى تاريخى در نزد عرب يا يهود است و اين دانستهها هميشه مطابق حق و واقع نيست. اينكه قرآن به آنچه متداول و مشهور در ميان مردم است، بسنده كند، امرى است كه بلاغت عربى نمىپذيرد و نويسندگان بزرگ نيز بدان پايبندند. پس نتيجه مىگيريم كه هيچ اعتراضى متوجه پيامبر صلى الله عليه و آله و قرآن كريم نخواهد بود.[١]
نظرى را كه خلف اللَّه اختيار كرده است، پيش از وى نويسنده معروف، طه حسين در كتاب «في الشعر الجاهلى» و استاد على عبدالرزاق در كتاب «الاسلام و
[١] . الفن القصصي في القرآن، محمّداحمد خلف اللَّه، ص ٨٧- ٩١.