نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧٣ - پدر ابراهيم، تارح يا آزر
مىدهيم. به راستى او از بندگان مؤمن مابود. سپس ديگران را غرق كرديم. و بىگمان ابراهيم از پيروان اوست. آن گاه كه با دلى پاك به پيشگاه پروردگارش آمد.
نوح پس از طوفان چند سال زيست؟ قرآن از آن ساكت است و در تاريخ نيز مختلف است؛ از پنجاه تا پانصد سال نقل شده[١] و حتّى بيش از اين كه ديگر قابل اعتنا نيست.
پدر ابراهيم، تارح يا آزر
تورات مىگويد: پدر ابراهيم عليه السلام «تارَح» است.[٢]
در قرآن مىخوانيم: «وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ»[٣] (هنگامى كه ابراهيم به پدرش، آزر گفت.) زجّاج مىگويد: نَسَبشناسان بر اين اتفاق نظر دارند كه نام پدر ابراهيم عليه السلام تارح است. برخى از منكران اين نكته را بر قرآن خرده گرفته و گفتهاند اين نسبتى كه قرآن گفته نادرست است.
فخر رازى در مقام پاسخ برآمده كه شايد پدر ابراهيم دو نام داشته، مثلًا نام اصلىاش آزر و لقبش تارح بوده و چون مشهور به تارح شده نام او غير معروف شده و قرآن او را با نام اصلى ياد كرده است.[٤]
مؤيد اين احتمال آن كه واژه تارح در زبان عربى به معناى كاهل و كندكار است[٥] اما آزر يعنى با نشاط و فعال، زيرا از أزر گرفته مىشود كه به معناى نيرو و يارى و فيروزى است و وزير نيز از همان گرفته مىشود. در قرآن نيز از زبان موسى مىخوانيم: «اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي»[٦] (بار خدايا پشت مرا بدو- هارون- محكم كن).
زبانهاى سامى در اين معنى به يكديگر نزديكند. عزير و عازر در زبان عبرى از همين ريشه است و در زبان عربى نيز اين ماده به همين معنى آمده است. در قرآن
[١] . ر. ك: كمال الدين صدوق، صفحه ١٣٤، شماره ٣؛ بحارالانوار، ١١/ ٢٨٩.
[٢] . سفر پيدايش، باب ١١ شماره ٢٧.
[٣] . انعام/ ٧٤.
[٤] . ر. ك: تفسير كبير، ١٣/ ٣٧ و تفسير بيضاوى، ٢/ ١٩٤.
[٥] . در قاموس كتاب مقدس صفحه ٢٤١ از ترجمه فارسى آن مىگويد: تارح: تنبل.
[٦] . طه/ ٣١.