نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٩٠ - خلقت استخوان از گوشت
طنطاوى در اين باره مىنويسد: «برخى از دانشمندان بر اين باورند كه امروزه تله پاتى كه سطحى از توان ارتباطى است، به انسان امكان مىدهد تا ديدگاههايش را بدون استفاده از هيچ گونه ابزار مادّى و ظاهرى، به ديگران منتقل كند. آيا چنين چيزى امكان دارد؟ يك دانشمند انگليسى به نام «برسى» در اين باره مىگويد:
امكان نقل افكار و انديشهها در اوقاتى نادر و تحت شرايطى خاص رخ مىدهد و اين مطلب مورد اتفاق همه پژوهشگران است. اين گونه تبادل نيز گاهى ميان حشرات و حيوانات به وضوح ديده مىشود و بدين وسيله در مىيابيم كه جانداران، از جمله مورچگان، با انتقال پيام از راه دور (تله پاتى) باهم ارتباط برقرار مىكنند و انسان نيز استعداد ايجاد اين گونه ارتباط را دارد؛ چرا كه خداوند اين توان را نيز به وى ارزانى داشته است، ليكن تحقق اين استعداد براى انسان، گاهى از راه وحى، كه خارق العاده است و گاهى هم با تمرين، ميسّر مىشود».[١]
خلقت استخوان از گوشت
برخى پنداشتهاند كه قرآن مراحل آفرينش جنين را به گونهاى بيان كرده كه با حقايق ثابت علمى ناسازگار است. در قرآن كريم مراحل آفرينش انسان چنين بيان شده است: «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ. ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ. ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ».[٢]
در تفسير جلالين، «علقه» به «خون بسته» و «مضغه» به «لقمه گوشت جويده» معنا شده است.[٣] در تفسير مراغى[٤] و ديگر تفاسير پس از وى، همين معانى براى دو
[١] . تفسير الجواهر، ١٣/ ١٥٨- ١٥٩.
[٢] . مؤمنون/ ١٢- ١٤:« و به يقين، انسان را از عصارهاى از گِل آفريديم، سپس او را[ به صورت] نطفهاى در جايگاهى استوار قرار داديم. آنگاه نطفه را به صورت علقه درآورديم. پس آن علقه را[ به صورت] مضغه گردانيديم و آنگاه مضغه را به تودهاى غضروفى تبديل كرديم، پس استخوانها را با گوشت پوشانديم، آنگاه[ جنين را] در آفرينش ديگر پديد آورديم. آفرين باد بر خدا كه بهترين آفرينندگان است».
[٣] . تفسير جلالين، ٢/ ٤٤.
[٤] . تفسير مراغى، ١٨/ ٨.