نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٢١ - الغاى تدريجى بردهدارى
آمد تا به اربابان بگويد: اينها و شما برابر هستيد «بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ»[١] روز فتح مكّه نيز پيامبر فرمود: «اى مردم، خداوند افتخارات جاهلى و شرافتهاى نسبى را از ميان برده است. اينك مردم دو دستهاند؛ نيكوكار پارسا؛ گرامى نزد خداوند، و بدكار شقاوتمند؛ خوار و بىارزش براى خداوند. مردم همه فرزندان آدماند و آدم فرزند خاك، چنان كه خود فرمود: «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ»[٢] اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفريديم و شما را ملت ملت و قبيله و قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسائى متقابل حاصل كنيد. در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست.
معناى اين سخن پيامبر گرامى آن است كه مردم همگى، از آزاد و برده، برادرانى از يك پدر و يك مادرند، برترى ميان خاكيان جز به مقامات انسانى نيست.
در رساله حقوق امام سجّاد عليه السلام كه براى برخى از يارانش فرستاده مىخوانيم:
«امّا حق مملوك تو بر تو آن است كه بدانى آفريده پروردگار تو، و فرزند پدر تو و مادر تو، و از جنس گوشت و خون توست ...».[٣]
در اين جمله برادرى اصلى ميان ارباب و بردهاش اعلام شده؛ چيزى كه منطق بشرى آن روز هرگز آن را بر نمىتابيد، امّا اسلام به عنوان قانون قطعى اعلام كرد.
در كتاب مسائل على بن جعفر (سؤالات وى از برادرش امام كاظم عليه السلام) آمده: آيا انسان به غلام خود مىتواند بگويد: برادرم، يا فرزندم؛ آيا اين شايسته است؟ امام فرمود: «اشكالى ندارد».[٤] يعنى پس از اعلام قانون برادرى در اصل نسب، ديگر چه جاى تشويش درون است
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله براى مراعات بيشتر احساسات بردگان مىفرمايد: «كسى از شما نگويد: اين بنده من است و اين كنيز من، بلكه بگويد: اين جوان من است و اين
[١] . آيه درباره ازدواج كنيزان همانند ازدواج زنان آزاد نازل شده است. نساء/ ٢٥.
[٢] . حجرات/ ١٣. ر. ك. جامع ترمذى، ٥/ ٣٨٩، شماره ٣٢٧٠ و مسند احمد، ٢/ ٣٦١.
[٣] . بحارالأنوار، ٧١/ ٥ و ١٤ و ١٥؛ خصال صدوق( باب عدد ٥٠ به بالا، شماره ١ ص ٥٦٧ و ٥٦٨.
[٤] . بحارالانوار، ١٠/ ٢٨٦؛ مسائل على بن جعفر، ص ١٨٨، شماره ٣٧٩؛ وسائل الشيعه: حديث ٧، باب ٥ ازابواب التدبير، ٢٣/ ١٢٤.