نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٩١ - تنبيه بدنى زن
تنبيه بدنى زن
(وَ اضْرِبُوهُنَّ)
خداى تعالى فرمود:
«وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا»[١].
گفتهاند كه در اين آيه نيز تحقير زن ديده مىشود، به گونهاى متناسب با عهد جاهلى كه زن جايگاهى خرد و پست داشته است.
ولى با اندك تأمل در كتب تفسير و سيره و سخنان فقها در اين باره روشن مىشود كه چنين نيست؛ زن در دوران جاهليت در سطحى بسيار پايين قرار داشت و اسلام، آمد كه دست او را گرفته تا به بالاترين مراحل والاى انسانى شايستهاش بالا برد. اما آيا اين دگرگونى اساسى به گونه ناگهانى و بدون چارهانديشى و مقدمهچينى ممكن بود يا نياز به زمان و سير تدريجى داشت، تا اين خشونت شعلهور را به ملايمت و مهربانى نرم بدل سازد؛ كارى كه پيمودن مسير دشوار آن، اندكى همراهى با قوم را ايجاب مىكرد تا آگاهسازى آنها ممكن شود يا زمينههاى آگاهى در آنها ايجاد شود و بتوانند به فطرتهاى اصل انسانى خويش بازگشت كنند.
اين چنين اسلام در آغاز كار، نسبت به برخى از رسوم ايشان- كه سخت بر آنها حكمفرما بود- با ايشان همنوا شد، و در مسير اين همراهى و همنوايى، دميدن ساز ملايمت و خشونت گريزى را در خاطر ايشان آغاز كرد تا دلهاشان رام گردد و راه درست را دريابند، تا خود، اندك اندك زشتكارىهايى كه پيش از آن به دنبال خود مىكشيدنشان دست بدارند.
اين سياست و تدبير را اسلام درباره بسيارى ديگر از رسوم جاهلى كه تنها بر عرب نيز حكم فرما نبود، در پيش گرفت كه ريشه كن كردن آنها نيازمند فرصت و زمانى كوتاه مدت يا دراز مدت و چارهانديشىهاى اساسى براى اين منظور بود. در اين مقوله مىتوان مسأله بردهدارى را به عنوان نمونه ذكر كرد كه در آغاز با آن همراه شد، زيرا بر جهان آن روز حكمفرما بود و برده كالاى تجارى با اهميتى به حساب
[١] . نساء/ ٣٤.