نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٣٧ - چونان سرهاى شياطين
حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ»[١]. شيطان بر آنان چيره شده و خدا را از يادشان برده است، آنان حزب شيطاناند، بدان كه حزب شيطان همان زيانكاراناند.
خداى تعالى به نقل از پيامبرش ايّوب عليه السلام مىفرمايد: «إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ»[٢] آنگاه كه پروردگارش را ندا داد كه شيطان مرا به رنج و عذاب مبتلا كرد.
يعنى آزار و وسوسهها و دسيسههاى زشت او در اولياى الهى را در رنج و مشقت افكنده است. چنان كه در آيه ديگر فرمود: «إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ»[٣].
پس تماس شيطان يعنى آزارهاى او كه پيامد دسيسههاى زشت اوست؛ نه آسيبرسانى مستقيم.[٤]
چونان سرهاى شياطين
خداى تعالى فرمود: «أَ ذلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ. إِنَّا جَعَلْناها فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ. إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ. طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ. فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْها فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ»[٥].
آيا از نظر پذيرايى اين بهتر است يا درخت زقّوم؟ در حقيقت ما آن را براى ستمگران مايه آزمايش و عذابى گردانيديم. آن درختى است كه از قعر آتش سوزان مىرويد، ميوهاش گويى چون سرهاى شياطين است، پس [دوزخيان] حتماً از آن مىخورند و شكمها را از آن پر مىكنند.
اين را نيز بر قرآن خرده گرفتهاند كه تعبير به سرهاى شياطين براساس توهم عرب بوده مبنى بر اينكه شياطين سرهايى دارند، چنان كه درباره غول هم چنين توهّماتى مطرح است. امرؤ القيس هم گفته است: و مسنونة زرق كأنياب أغوالٍ؛ و سر نيزههايى كبود رنگ چونان دندانهاى غولها.
اما شيطان از نظر لغوى صفت مبالغه است كه از ريشه شاط يشيط به معناى شدت
[١] . مجادله/ ١٩.
[٢] . ص/ ٤١.
[٣] . انبياء/ ٨٣.
[٤] . ر. ك: تفسير كبير، ٧/ ٨٩ و الميزان، ٢/ ٤٣٦.
[٥] . صافات/ ٦٢- ٦٦.