نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٠٧ - مخالفت ضمير با مرجع
تاريك، آتشى افروخته است تا راه را برايش روشن كند، امّا پس از روشن شدن، بىدرنگ به خاموشى مىگرايد. درباره اين تمثيل اشكال شده است كه ضماير آيه بايستى همه مفرد مىبود؛ چرا كه مرجع آنها (الّذي) مفرد است!
پاسخ اينكه تشبيه در اين آيه از باب استعاره ترشيحى[١] است كه در ادب عربى از آرايههاى پر كاربرد است و در پى، نمونههايى از آن را مىآوريم:
ابوتمام قصيدهاى در رِثاى خالدبن يزيد شيبانى سرود و در آن نام پدر وى را هم ياد كرد كه بيت ذيل از جمله ابياتى است كه در آن، مقام و منزلت پدر خالد وصف شده است:
|
ويصعد حتّى يظنَّ الجهول |
بأنّ له حاجةً في السّماء |
|
يعنى او در مدارج كمال، طورى بالا مىرود كه جاهل مىپندارد وى به قصد انجام كارى به آسمانها مىرود. شاعر در اين بيت، «صعود» را براى بلند مرتبگى و اوجگيرى در درجات و مراحل كمال، استعاره گرفته و سپس يكى از لوازم آسمان (مستعارٌ منه) را كه بلندى باشد، به پدر خالد (مستعارٌ له) نسبت داده است و اگر قصد شاعر، تظاهر به فراموشىِ تشبيه نبود، شعر وى بىوجه مىنمود.
نمونهاى ديگر از استعاره ترشيحى، سروده ابوالفضل بن عميد در وصف نوجوانى زيباروى است كه بر بالين شاعر ايستاده تا سايبانى براى او باشد.
|
قامت تظلّلني من الشّمسِ |
نفسٌ أعزّ عليَّ من نفسي |
|
|
قامت تظلّلني ومن عجبٍ |
شمس تظلّلني من الشّمس |
|
يعنى كسى كه از جانم گرامىتر است، برخاست تا سايبان من از گرماى آفتاب
[١] . استعاره ترشيحى عبارت است از همراه شدن مستعارٌ له با چيزى كه مناسب با مستعارٌ منه است مانندآيه:« أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ»( بقره/ ١٦) كه در آن« خريدن»، استعاره از« جايگزينى» است و سپس« ارزش افزوده» و« تجارت» كه از ويژگيهاى« خريدن» است، در كلام آورده شده است. اديبان بر اين باورند كه استعاره ترشيحى رساتر از ديگر انواع استعاره است؛ زيرا در آن در تشبيه مبالغه شده كه اساس آن بر تناسى تشبيه( تظاهر به فراموشى تشبيه) و ادعاى يكسان بودن مستعارٌ له و مستعارٌ منه است. ر. ك: المطوّل، بخش« بيان»، ص ٣٧٨- ٣٧٩، چاپ مصر، انتشارات مكتبة الدّاوري، قم.