نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٦٨ - نگاهى گذرا به زندگى بنى اسرائيل در مصر
طلبيده، گفت برخيزيد و از ميان قوم من بيرون شويد؛ هم شما و هم جميع بنى اسرائيل برويد و خداوند را چنان كه گفتيد، عبادت كنيد. گلّهها و رمههاى خود را نيز چنان كه گفتيد، برداشته، برويد و مرا نيز بركت دهيد. مصريان نيز بر قوم الحاح ورزيدند تا ايشان را به زودى از زمين روانه كنند؛ زيرا گفتند ما همه مردهايم ...».[١]
پس از كوچ بنى اسرائيل، فرعون از اجازهاى كه به آنان در ترك مصر داده بود، پشيمان شد؛ زيرا آنان را به بيگارى و خدمت مىگرفت. پس تصميم گرفت آنان را تعقيب كند و به بردگى و خوارى بازگرداند و نيز انتقام مصيبتهايى را كه به خاطر آنان ديدهبود، بازستاند. بنى اسرائيل در منطقه خليج سوئز به ساحل درياى سرخ رسيده بودند. لحظه طلوع خورشيد بود كه فرعون بر آنان اشراف يافت. بنى اسرائيل ديگر يقين داشتند كه به آخر خط رسيدهاند و نزديك است كه فرعون به آنان هجوم آورد.
موسى به آنان دلدارى داد و با عصاى خويش به دريا زد؛ پس دو نيمه شد و ميان آن دو خشكى پديد آمد. سپس بنى اسرائيل را فرمان داد تا عبور كنند و آنان از ساحل شرقى به ساحل غربى گذر كردند.
در اين هنگام فرعون به جايى رسيد كه بنى اسرائيل از آن عبور كرده بودند.
چشمش به راه هموار ميان دريا و بنى اسرائيل افتاد كه بدون گزندى ره مىسپردند.
به طمع افتاد كه او نيز با سربازانش از آنجا عبور كند. در نتيجه آنها نيز به دنبال بنى اسرائيل وارد مسير شدند. چون بنى اسرائيل تا نفر آخر از دريا گذشتند، آب دريا به هم آمده و فرعون و سپاهش را كه در ميانه راه بودند، غرق ساخت.
نگاهى گذرا به زندگى بنى اسرائيل در مصر
در عصر باستان تعداد ٢٦ سلسله از فرعونها در مصر حكومت كردهاند كه برخى از آنان معاصر پيامبران الهى بودهاند. استاد احمد يوسف احمد در كتاب خود «فرعون موسى» كه درباره داستان ولادت و رسالت او و خروج از مصر نوشته شده، آورده است: يوسف صدّيق در دوره خانواده شانزدهم، در زمان يكى از فرمانروايان آن كه اياپى اول خوانده مىشد، وارد مصر شد. لوحى باستانى در يكى از مقبرهها كشف
[١] . سفر خروج، باب ١٢؛ ٢٩- ٣٣.