نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٥٦ - نمونههاى ديگرى از آيات موهم اختلاف و تناقض
|
وحُبِسن في هزم الضّريع فكلّها |
حَدباء دامية اليدين حَرود[١] |
|
يعنى شتران در ميان خارهاى خشك و شكسته حبس شدند و در نتيجه، دست و پاى همه آنان خونين و بدنها بسيار لاغر و بىشير شده است.
با اين توضيح، گويا مراد خداوند از تعبير ياد شده اين است كه دوزخيان در دوزخ هرگز سير نمىشوند و همواره احساس گرسنگى و تشنگى دارند و اين خود نوعى شكنجه است؛ لذا ضريع را به عنوان مَثَل و براى تقريب به ذهن به كار برده است؛ واللَّه أعلم.
از سوى ديگر، ممكن است ضريع و درخت زقّوم نيز از جنس آتش باشد و در اين صورت، آتش آن را نخواهد سوزاند؛ چنان كه غلهاى زنجير، عقربها و مارها و ساير ابزارهاى شكنجه دوزخيان اگر از نوع متعارف باشد، در آتش پايدار نخواهد بود؛ لذا شايد خداوند خواسته است با ذكر ابزارهاى متعارف شكنجه در نزد انسانها گوشهاى از حقايق پنهان بهشت و دوزخ را به ما بنماياند. بنابراين مىتوان گفت: گرچه نامها مشترك است، ولى معانى آن ابزارها در دنيا و آخرت متفاوت است. مسئله بهشت و درختان ميوه و فرشها و ساير توصيفات آن نيز از همين قبيل است.
پرسش: خداوند مىفرمايد: «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ لِيُرِيَكُمْ مِنْ آياتِهِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ»[٢]؛ چه ارتباطى ميان صبور و شكور با حركت كشتى در دريا وجود دارد كه حركت كشتى آيتهايى الهى براى صبور و شكور شمرده شده است؟
پاسخ: خداوند در اين آيه، خصوص معناى صبر و شكر را اراده نكرده و مرادش اين نيست كه در حركت كشتى بر روى آب دريا نشانههايى براى خصوص انسانهاى صبور و شكور است و براى ديگران نيست، بلكه مراد آيه اين است كه در اين امر، نشانههايى براى مؤمنان هست، ولى از آنجا كه صبر و شكر از بهترين صفات شايسته اهل ايمان است، خداوند آنان را با اين دو صفت ياد مىكند. در آيات ديگرى نيز
[١] . در لسان العرب با اندكى تغيير چنين آمده است:« حدباء بادية الضّلوع حَرود»؛ هزم الضّريع يعنى گياه خشك شكسته و« حرود» يعنى بى شير. در مقاييس اللّغة ذيل مادّه« ضرع» آمده است:« وتركن في هزم الضريع ...».
[٢] . لقمان/ ٣١.