نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٥ - توصيف خداوند در تورات
مانند او آگاه از امور نشوند و در حكومت و حكم رانى بر جهان با او رقابت نكنند؛ اما شيطان حقيقت را در اين ماجرا به آنها گفت:
«مار به زن گفت هر آينه نخواهيد مرد. بلكه خدا مىداند در روزى كه از آن بخوريد چشمان شما باز شود و مانند خدا عارف نيك و بد خواهيد بود».[١]
و چون از آن درخت خوردند معلوم شد كه شيطان راست گفته بود و خداوند- نعوذ باللَّه- دروغ گفته بود! اينجا بود كه چشمان آن دو باز شد و فهميدند كه برهنه هستند؛ پس شروع به دوختن تنپوشهايى از برگ درخت انجير براى خود كردند.
در اين ميان خدا داشت پياده در بهشت راه مىرفت كه صدايى شنيد. آن دو پشت درختى پنهان شدند تا مبادا رسوا شوند. خدا صداشان زد: كجاييد؟ آدم گفت: اينجا هستيم، پنهان شدم چون برهنه بودم!
اينجا بود كه خداوند فهميد آن دو از آن درخت خوردهاند و به خير و شرّ آگاه شدهاند. پس گفت اين انسان هم مانند ما شد، الآن است كه دست دراز كند و از درخت زندگى هم بخورد و تا ابد زنده بماند؛ به همين جهت آنان را از بهشت راند و پاسبانى براى آن درخت گماشت تا بدان نزديك نشوند.
اين خداى تورات است كه از رقابت مخلوق دستساز خود مىترسد، بدو حيله و نيرنگ مىزند تا از اين كارش باز دارد. بىخبر مىماند، دروغى بس رسوا مىگويد كه بىدرنگ به دست رقيب ديگر خود- شيطان- رسوا مىشود؛ كه- نعوذ باللَّه- نشان از ناتوانى و درماندگى او دارد.
اما قرآن دليل نهى از خوردن ميوه از درخت را خطر رنج و سختى در زندگى مىداند كه در صورت خوردن از درخت در انتظار آنها بود؛ دستورى ارشادى كه به مصلحت خود آنها بود:
«فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقى»[٢].
مباد كه شما را از بهشت بيرون كند تا به رنج افتيد؛ يعنى در سختىها و مشقتهاى زندگى؛ پس از اين عيش و نوش و آسايش كنونى.
و اين شيطان بود كه به ايشان خدعه زد و دروغى رسوا به كار بست:
[١] . همان، باب ٣، ٤ و ٥.
[٢] . طه/ ١١٧.