نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٠٩ - تمدن بشر در روزگار ذوالقرنين
كورش براى ياد بود پيروزىاش بر مادها بر جاى گذاشت، ميزان شايستگى تمدن فارسى در آن روزگار روشن مىشود. آثار به جا مانده نشان مىدهد كه در اين مكان از مشهد مرغاب تصويرهايى بر سنگها نقش بسته بود كه از ميان رفته است و نقشى كه گويا از آنِ كورش بوده، فرسوده شدهاست. در نزديكى اين بنا، بناى عظيمى ازسنگ در شش پله وجود دارد كه امروزه مرقد مادر سليمان ناميده مىشود و پژوهندگان معتقدند آرامگاه كورش است. همچنين در نزديكى آن، شرح حال كورش حك شده است و با اين جمله آغاز مىشود: «منم كورش، پادشاه هخامنشى ...».
در پاسارگاد پيكره برجستهاى از سنگ تراشيده شده كه تصوير شخصى ايستاده را نشان مىدهد در حالى كه دستش را به جلو دراز كرده و دو بال دارد كه اين بالها شبيه پيكرههاى آشورى است؛ با اين تفاوت كه محاسنش فارسى و تاجش مصرى و لباسش ايلامى است. هم اكنون اعتقاد بر اين است كه اين مجسّمه كورش است و بر ذوالقرنينى كه توصيفش در قرآن و عهد قديم آمده است، صدق مىكند؛ زيرا تاجش داراى دو شاخ است كه يكى رو به جلو و ديگرى رو به پشت مىباشد.[١]
افزون بر آنچه ياد شد، حفّاريهاى بسيارى نشان مىدهد كه اين خرابهها آثار شهرى آباد و باستانى است كه اكنون تنها خرابهها و آثار سنگى به جا مانده از كاخها و ساختمانهاى باشكوه آن باقى مانده است. گواه بر شكوه و عظمت آن، پلكان ١٠٦ پلهاى آن به عرض هفت ذراع است كه به سوى سالنى وسيع بالا مىرود. در اين سالن ١٠٠ ستون مرمرين وجود دارد كه برخى تاكنون پابرجا مانده است. در دو پهلوى پلكان تصويرها و تنديسهاى مردانى است كه بر سنگ نقش شدهاند و تخت فرمانروا بر روى ٢٨ مجسّمه سنگى است كه اشاره به نمايندگان كشورهاى تسخير شده داريوش دارد. او بر تختى نشسته است و در پشت سر او مردى ديده مىشود كه گويا خشايار شاه است. همچنين كاوشگران در سرورستان و فيروزآباد به طاقها و گنبدهايى مربوط به بناهايى قديم دست يافتهاند كه اعتقاد بر آن است كه از بقاياى عصر كورش كبير است. همين طور سنگى مكعب شكل كه به تخت طاووس
[١] . شايد اين مجسمه به دستور خود وى ساخته شده است به خاطر فال نيكى كه از رؤياى دانيال هنگام اسارت در چنگ بابليان زده است. لغت نامه دهخدا، حرف ذال، ص ١١٥٦٩، ذوالقرنين ثانى.