نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٤٣ - سالى پر باران
سالى پر باران
نولدكه، با بىخبرى از قرآن و گرفتارى در دام توهّمات خود، بر اين پندار باطل رفته كه برخى آيات قرآنى نشان دهنده بىاطلاعى قرآن از وضع باران در مصر است، سرزمينى كه سرسبزى آن مرهون طغيان رودخانه نيل است، نه بارش باران. وى در جايى از كتابش (...Sketches ٣٠- ٣١)[١] درباره هامان و مريم مىنويسد: «افزون بر اين انگاره نامعقول، خودسانسوريهاى گوناگونى در قرآن وجود دارد كه بعضاً مسخره آور و منسوب به خود محمد صلى الله عليه و آله است؛ مثلًا يكى از موارد جهل او نسبت به مسائل خارج از جزيرة العرب اين است كه سرسبزى و خرمى مصر را كه دچار كم بارانى است، به باران نسبت مىدهد نه طغيان نيل».[٢]
اين انتقاد، به غايت احمقانه است و از نادانى مستشرق پر آوازه، نولدكه نسبت به زبان عربى و جغرافياى طبيعى مصر خبر مىدهد.
آيهاى كه وى براى ادعايش استشهاد مىكند اين است: «ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ عامٌ فِيهِ يُغاثُ النَّاسُ وَ فِيهِ يَعْصِرُونَ»[٣]؛ آن گاه پس از آن، سالى فرا مىرسد كه به مردم در آن [سال] باران مىرسد و در آن آب ميوه مىگيرند.
واژه «يُغاث» يا مشتق از غوث (يارى) است يا از غيث (باران). «فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ»[٤]؛ آن كس كه از پيروانش بود، بر ضدّ كسى كه دشمن وى بود، از او يارى خواست. يعنى از موسى درخواست يارى كرد. به همين دليل در آيه «عامٌ فِيهِ يُغاثُ النَّاسُ» به معناى درخواست يارى است؛ يعنى ويژگى آن سال اين است كه مردم را از مصيبت قحطى نجات مىدهد. گفتهاند كه جمله «أغاثه اللَّه» (خدوند به داد او رسيد)، هنگامى به كار مىرود كه خداوند او را از غم و اندوه نجات دهد و معناى آيه اين است كه مردم از اندوه قحطى و خشكسالى نجات يابند. واژه «يعصرون» بدين معناست كه آنان در آن سال از دانههاى روغنى (مانند كنجد و زيتون)، روغن مىگيرند و از انگور، شراب درست مىكنند. و اين ويژگيها
[١] . ر. ك: الموسوعة المصريّة( تاريخ مصر القديمة)، ١/ ٤٢- ٣٨؛ قاموس الكتاب المقدّس.
[٢] . ر. ك: الدفاع عن القرآن، ص ١٨٦.
[٣] . يوسف/ ٤٩.
[٤] . قصص/ ١٥.