نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٩٦ - تعقيب شياطين
كه باهم تفاوت بنيادين دارند. از اين رو بايد به آياتى از اين دست، به ديده استعارى و تمثيلى نگريست.
پس نبايد پنداشت كه شياطين مانند انسانها و پرندگان جسمانى هستند كه تيرباران مىشوند و مانند حيوانات فرار مىكنند و يا بالا رفتن آنان به عالم بالا براى استراق سمع، مانند دزدانى است كه از ديوار خانهها بالا مىروند. نيز نبايد پنداشت كه پرتاب تير به سوى آنان به مانند هدف قرار دادن چيزى ياكسى با تفنگ است و بدين سان، اين تصور كه نگهبانان آسمانى به سربازانى مىمانند كه براى پاسدارى از قلعهها و دژها گمارده شدهاند، پندارى ناصواب است و يا در كمين نشستن آنان براى زير نظرداشتن تحرّكات شياطين به شيوه ميدانهاى جنگ است ... [بارى، اين گونه تصور درباره شياطين و فرشتگان، نادرست است؛] زيرا كاربرد اين اصطلاحات براىتشبيه، تمثيل ونزديككردن مطالب بلند بهفهممادّى بشر است. به ديگر سخن، تشبيه معقول به محسوس است؛ و إلّافاصله جهان ماده و معنا به غايت دور است.
علّامه طباطبايى بر اين باور است كه اين قبيل تعابير، ضرب المثلهايى است كه خداوند متعال با آنها امور خارج از محدوده حسّ بشر را براى وى در قالب محسوسات ريخته است تا بدين وسيله، فهم معانى بلند را براى انسان آسان سازد.
شاهد اين مدعا آيه «وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ»[١] است [مقصود آيه اين است كه فقط دانشوران مىدانند اين مَثَلها ظاهرى و صرفاً براى نزديك كردن مفاهيم بلند فراسويى به ذهن بشر است.]
سپس مىافزايد: «مانند اين تعبيرها در قرآن فراوان است؛ مانند سخن از عرش، كرسى، لوح، كتاب و مانند آنها». همو تأكيد مىكند كه «مقصود از آسمان آكنده از فرشتگان، عالم ملكوت است كه برترين مرتبه عالم مشهود مىباشد؛ همان گونه كه آسمان دنيا برتر از زمين است. نيز مقصود از نزديك شدن شياطين به آسمان و استراق سمع و شهاب باران شد نشان، راهيابى به جهان فرشتگان براى اطّلاع از اسرار عالم ملكوت است، ليكن به كمك نور ملكوتى آن عالم كه شياطين آن را بر نمىتابند، رانده مىشوند. يا مقصود اين است كه شياطين تلاش مىكنند با نزديك
[١] . عنكبوت/ ٤٣:« و اين مثلها را براى مردمان مىزنيم، ليكن جز دانشوران كسى آنها را در نمىيابد».