نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٥٠ - سخنى درباره سحر در قرآن
سخنى درباره سحر در قرآن
آيا قرآن براى سحر، تأثيرى فراتر از تأثير اسباب و علل طبيعى باور دارد؛ چنان كه اهل جادو و جنبل باور دارند؟
قرآن چيزى در اين زمينه جز تصريحاتى مبنى بر ناتوانى و بىپايگى و رسوايى جادو و جادوگران ندارد و سحر و جادو را تنها چشمبندى و خيالپردازى مىداند كه واقعيتى در پس آن نيست؛ از جمله درباره ساحران فرعون چنين مىگويد: «فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى»[١] پس ناگهان ريسمانها و چوبدستىهاشان بر اثر سحرشان در خيال او چنين مىنمود كه آنها به شتاب مىخزند.
آرى اين بيننده بود كه خيال مىكرد ريسمانها و عصاها راه مىروند؛ مىجهند و مىخزند و درهم مىپيچند، و به گونههايى كه تماشاگران علائم حيات پنداشته اژدهاى خروشان مىپنداشتند. طبرسى مىگويد: زيرا در واقع راه نمىرفتند بلكه درهم مىلوليدند زيرا درون آن لولهها از جيوه پرشده بود كه در اثر گرماى ناشى از تابش آفتاب انبساط يافته باعث لرزش و تكان مىشد و بدين گونه گمان مىرفت راه مىروند.[٢]
چنين بود كه با تهيّه رودهها، لولهها و چرمها شكلهايى از مار و افعى ساخته بودند كه درون آن انباشته از جيوه بود و در ميدانى دور از دسترس و مشاهده نزديك مردم رها شده بود. از سوى ديگر زير فضاى صحنه تونلهايى تعبيه كرده بودند كه در آن آتش مىافروختند. بدين سان حرارت آتش از زير و تابش آفتاب از بالا جيوهها را به پيچ و تاب وا مىداشت. و چنين به نظر مىرسيد كه لوله و شلنگها در حال حركتاند. و به همين جهت فرمود: «سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِيمٍ»[٣].
اما اين جز چشمبندى و تخيّل ساده و نمايشى غيرواقعى نبود.
طبرسى گويد: براى به حركت درآوردن عصاها و ريسمانها از انواع شگردها
[١] . طه/ ٦٦.
[٢] . مجمع البيان، ٧/ ١٨.
[٣] . اعراف/ ١١٦.