نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٢ - وحى يگانه منبع قرآن
ايشان و حقايق درخشان و نشانههاى آشكار و روشن اسلام.
٣. تلاش در جهت مسيحى كردن مسلمانان، يا دست كم سست كردن باورهاى آنان.
انگيزههاى استعمارى، فرهنگى، سياسى و اقتصادى را نيز مىتوان بر اين موارد افزود كه همواره مانع از بيطرفي در طبيعت خاورشناسى و آگاهى درست از تاريخ فرهنگ شرق بوده است. در تاريخ تمدن ويل دورانت مىخوانيم:
در عربستان عده زيادى مسيحى به سر مىبردند كه گروهى از آنها در مكه اقامت داشتند. محمد صلى الله عليه و آله دست كم با يكى از آنها، يعنى ورقه، پسر نوفل و عموزاده خديجه، «كه از متون دينى يهودى و مسيحى مطلع بود»، مناسبات نزديك داشت، و همو غالباً به مدينه؛ شهرى كه پدرش آنجا در گذشته بود سفر مىكرد. شايد در آنجا با بعضى از پيروان دين يهود كه در مدينه فراوان بودند برخورد كرده است.
بسيارى از آيات قرآن نشان مىدهد كه وى اصول اخلاقى دين مسيح و يكتاپرستى دين يهود را ستوده و متون دينى اين دو آيين را زاده وحى دانسته است. از نظر محمّد صلى الله عليه و آله بتپرستى شركآميز، بى بند و بارى اخلاقى، زد و خوردهاى قبيلهاى، و تشتت سياسى كه در عربستان جريان داشت در مقايسه با آموزشهاى دين يهود و آيين عيسى بسيار شرم آور و ابتدايى بود. از اين رو وى ضرورت يك دين نو را، كه بتواند گروههاى توطئه گر را وحدت بخشد و به صورت يك ملت سالم درآورد و راه و رسم طغيان و انتقام زمينى را براندازد و اخلاق و دستورات آسمانى را به اجرا درآورد، عميقاً دريافت. شايد اين انديشهها به خاطر كسان ديگر هم مىگذشت.
مىدانيم كه در آغاز قرن هفتم عدهاى مدعيان پيامبرى در عربستان بودهاند.
بسيارى از اعراب با فكر مسيح موعود، كه مورد اعتقاد پيروان دين يهود بود، آشنا بودند؛ اينان نيز با بىصبرى منتظر بودند تا پيامبرى از جانب خدا بيايد. گروهى از اعراب نيز كه عنوان حنيف داشتند منكر خداوندى بتان كعبه بودند و از خداى يگانهاى كه مىبايد جهانيان بنده او باشند و از روى رضا و رغبت او را بپرستند سخن مىداشتند. محمّد صلى الله عليه و آله چون همه رسولان خدا، زبان حال مردم عصر خويش بود و