نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٣٩ - چونان سرهاى شياطين
مىشود و از همين رو در آيه آمده است: «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ»[١]. و بدين گونه براى هر پيامبرى دشمنى از شيطانهاى انس و جن بر گماشتيم.
شيطان همچنين نام مارى است كه برفراز سرش يالى مانند تاجِ خروس دارد.
زجاج گويد: عرب برخى از مارها را شيطان مىنامد. نيز گفتهاند: نام مارى است كه داراى يالى زشت منظر است.[٢] مردى (راجز)[٣] در نكوهش زنى سليطه چنين سروده:
|
عَنجَرِد تحلف حين أحلف |
كمثل شيطان الحَماط أعرف |
|
پيرزنى با زبانى چون نيش كه هرگاه سوگند مىخورم او نيز سوگند مىخورد، چون مار تاجدار خارستانها.
آن ديگرى از وصف حركت ماده شتر خود گويد:
|
تلاعب مثنى حضرميّ كأنه |
تَعمُّج شيطان بذي خِروَعٍ قَفر[٤] |
|
مهارش در هنگام حركت چنان مىرقصد كه گويى مارى در برهوت خشك ميان بوته خارها در پيچ و تاب است. شيطان در اين دو بيت همان مار زشت و نفرتآورى است كه يالى چون تاج خروس دارد، كه شاعر در بيت اول، همسر پير و بدزبانش را بدان شبيه كرده و در بيت دوم، شاعر ديگر، افسار شتر خويش را كه در حركت، پيچ و تاب مىخورد به پيچ و تاب همان مار زشت روى بيابان تمثيل كرده است.[٥]
بنابراين تشبيه به كار رفته در آيه شريفه، برابر واقعيت خارجى و عينى است؛ همان سرهاى افعىهاى زشت و ترسناك به تعبير زمخشرى در كشاف كه لغت و عرف عمومى نيز آن را تأييد مىكرد، و نه خيالپردازى صرف يا پيروى از پندارهاى عرب جاهلى چنان كه اينان پنداشتهاند.
در «تأويل مشكل القرآن» از ابن قتيبه نير مىخوانيم: «عرب هنگامى كه منظرهاى نازيبا مىبيند مىگويد: مانند شيطان حَماط است، و منظور، مارى است كه به خارستان
[١] . انعام/ ١١٢.
[٢] . زمخشرى گويد: گفتهاند شيطان، مارى سنامدار است كه چهرهاى زشت و بس ترسناك دارد. الكشاف، ٤/ ٣٨٧.
[٣] . ر. ك: تفسير ابوالفتوح رازى، ٩/ ٣١٣.
[٤] . ر. ك: لسان العرب، ١٣/ ٢٣٨- ٢٣٩ و نيز: معانى القرآن فراء، ٢/ ٣٨٧.
[٥] . تفسير ابوالفتوح رازى، ٩/ ٣١٣.