نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٥ - طوفان پديدهاى طبيعى به خواست خدا
خطوط ميخى در عهد «آشوربانيپال» حدود ٦٦٠ سال پيش از ميلاد بر آن نقش بسته بود، و آنها نيز از كتيبهاى كهن مربوط به قرن هفدهم پيش از ميلاد بلكه قبل از آن نقل شده بود. بنابراين، سند ياد شده، از سفر تكوين تورات- كه سال ٥٣٦ پيش از ميلاد و پس از تسخير بابل تدوين شد- قدمت بيشترى دارد.
متون يونانى گزارشى از طوفان دارند كه «افلاطون» آن را ذكر مىكند: كاهنان مصر به «سولون» فيلسوف يونانى گفتند: در آسمان طوفانى به پاخاست كه چندين بار چهره زمين را دگرگون كرد و همه مردم (كه در آن سامان در آبادانى زمين مىكوشيدند) هلاك شدند و آثارشان از ميان رفت و چيزى از آن ميراث و علوم كهن براى نسل جديد باقى نماند. «مانيتيون» نيز سخن از طوفانى دارد كه پس از «هرمس» اول- كه پس از «ميناس» اول مىزيست- روى داده و تاريخ اين متن نيز از تورات كهنتر است.[١]
همچنين گزارش طوفان در «اوستا» كتاب مقدس آيين زردشت نيز آمده است.[٢] در جلد اول «تاريخ الأدب الهندى» كه ويژه فرهنگ بتپرستى در هند است (نسخه خطى)، سيد ابونصر احمد حسينى بهوپالى هندى در صفحه ٤٢ و ٤٣ باب پنجم، با عنوان «برهمن و اوپانيشاد» مىنويسد:
از جمله نقاط قابل توجه در «ساتابايا برهمن» داستان طوفان است كه در شمار حوادث مرگبار بشرى ذكر شده، اين داستان گرچه با آنچه در قرآن و تورات آمده اختلافات زيادى از جهاتى دارد و با آن كه شواهد قطعى بر ارتباط داستان هندى با روايت سامى آن ندارد؛ اما در خور اهميت است ....
در روايت برهمايى اين داستان، «مانو» نقش نوح پيامبر عليه السلام در قرآن و تورات را بازى مىكند. «مانو» نامى است كه در جاى جاى ادبيات و فرهنگ بتپرستى همراه با تعظيم و احترام بوده و مبدأ پيدايش و پدر اساطيرى همه مردم است. چكيده اين داستان چنين است:
«مانو» دست خود را مىشست كه ماهيى در دستان خود ديد. تعجب او هنگامى
[١] . ر. ك: تفسير المنار، محمّد عبده، ١٢/ ١٠٥.
[٢] . برگرفته از ترجمه اوستا به زبان فرانسوى، ر. ك: الميزان، ١٠/ ٢٦٧.