نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٤ - طوفان پديدهاى طبيعى به خواست خدا
«فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ. وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ».[١]
پس درهاى آسمان را با آبى ريزان گشوديم. و از زمين چشمهها جوشانديم، آب [زمين و آسمان] براى امرى كه مقدر شده بود به هم پيوستند.
آرى سيلهايى هولناك بر دامنه كوهها سرازير شد، چشمههاى پر آب زمين جوشش گرفت، و اين چنين آبهاى سرگردان، قوم نوح را به محاصره درآورد و راه نجات را بر ايشان بست. حتّى پسر نوح در تلاش بود تا به تپههاى بلند پناه برد؛ اگر موجهاى خشمناك او را از پاى در نياورده و به مهلكه نكشانده بودند. او حتّى فرصت آن را نيافت كه درباره پندهاى پدرش اندكى تأمل كند، و «موج ميان آن دو حائل شد و او از غرق شدگان گشت».
در تاريخ گذشته ملتها وقوع طوفانهايى هولناك كه بخشى از محدوده زيست بشرى را درهم پيچيده ثبت شده است؛ و اين شايد به دليل گستردگى فساد و پلشتى در اين سرزمينها بوده است. در متون تاريخى كهن فارسى آمده است كه طوفانى هولناك سرزمين عراق را تا حدود كردستان فرا گرفت. چنين مضامينى از كتب يونان باستان نيز به دست مىآيد. مورخان هند نيز اثبات كردهاند كه هفت طوفان در شبه جزيره هند اتفاق افتاده است. همچنين وقوع چند طوفان در ژاپن و چين و برزيل و مكزيك و جز اينها نقل مىشود. از كلدانيان نيز- كه طوفان نوح در سرزمين ايشان اتفاق افتاد- نقل مىشود كه آبها در همه شهرها طغيان كرد و گياه و آدمى را به كام خود فرو برد.
«برهوشع» و «يوسيفوس» از كلدانيان نقل كردهاند كه «زيزستروس» پس از درگذشت پدرش «اوتيرت» در خواب ديد كه آبها به زودى طغيان خواهند كرد و همه مردم (قاعدتاً مردمى كه در آنجا مىزيستند) غرق خواهند شد. پس دستور داده شد كشتى ساخته شود تا او و كسانش در آن محفوظ بمانند. كشتى ساخته شد. در آنجا جبارانى بودند كه در زمين طغيان و ستم گسترى داشتند و خداوند همگى را با طوفان و نابودى كيفر داد.
برخى از كاشفان انگليسى، الواحى خشتى به دست آوردهاند كه اين داستان با
[١] . قمر/ ١٢- ١١