نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٣٩ - چرا در تاريخ، سد به نام كورش ثبت نشده است
باشكوه خويش درباره آزادى بنى اسرائيل و تدارك آنان براى بازسازى قدس شريف و زنده ساختن سمبلهاى دين پايمال شده يهود سخن مىگويد، همانند يهود از خداوند به «يَهُوَه» تعبير مىكند كه باز همان ذات مقدس پروردگار و خالق و مدبّر آسمانها و زمين مقصود است.[١]
همو زمانى كه خداوند متعال را با زبان بابليان توصيف مىكند، گرچه تعبير بر حسب اصطلاح آنهاست، اما صفاتى مىآورد كه جز بر خداوند سبحان منطبق نيست. او را مثل بابليان «مردوك» مىخواند، اما در مقام خداى خدايان و معبود همگان به بزرگى مىستايد و نيز از او به «بعل» كه برترين خدا و سرور و صاحب آسمانهاست، ياد مىكند. بابلىها «مردوك» را نماينده و سمبل خداوند مىدانند.[٢]
اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داريم كه تاريخ نگاران معتقدند اين منشور سلطنتى به كمك كاهنان بزرگ و بر طبق آداب و رسوم دينى آنان تنظيم شده است و در پى بيانيهاى بوده است كه خود كاهنان در خوش آمد گويى به اين فاتح بزرگ، صادر كرده بودند.[٣] پس جاى تعجّب نيست اگر در آن، تعبيرهايى يافت شود كه از نظر لفظى، هماهنگ با رسوم بابليان، اما در معنى و محتوا قابل تأويل باشد.
چرا در تاريخ، سد به نام كورش ثبت نشده است
پرسش ديگر اين بود كه اگر شواهد فراوانى دلالت كند كه كورش همان ذوالقرنين است و او سدّى آهنى ساخته است، چرا چنين پروژه بزرگى را كه مىتواند از مهمترين افتخارات سلسله هخامنشى، به ويژه سر سلسله آنان، كورش باشد، تاريخ نويسان ياد نكردهاند و ايرانيان كه بر افتخارات تاريخيشان تعصّب دارند، آن را به زبان نياوردهاند. خود كورش نيز آن را در رديف ديگر افتخاراتش نياورده و عربهايى كه شيفته تاريخ و اسطورههاى فارسيان بودهاند، از آن آگاهى نداشتهاند؟[٤]
[١] . ايران باستان، كتاب ٢، كورش، حسن پيرنيا، ٢/ ٤٠١.
[٢] . بنگريد به: دائرة المعارف الاسلامية، ج ٣، ماده« بعل»؛ ايران باستان، ١/ ١١٤، ١١٩ و ٢/ ٣٨٦- ٣٨٧.
[٣] . ايران باستان، ٢/ ٣٩١.
[٤] . ذوالقرنين القائد الفاتح والحاكم الصالح. ص ٢٤٣- ٢٤٤.