نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٥٣ - مردان يك درجه برتر از زنان
همچنين آيه «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى»[١] دليلى قاطع برهم سنگ بودن زن با مرد در اصل نژاد بشرى است كه اين اصل در گذر نسلهاى پى در پى محفوظ و پايدار خواهد بود.
آرى ويژگيهاى نفسانى و عقلانى نيز هست كه اين دو جنس را در آفرينش ذاتى جدا ساخته و تفاوتهايى را در تقسيم وظايفى كه هريك در عرصه زندگى برعهده دارد ايجاب كرده است؛ تقسيمى عادلانه و متناسب با امكانات و توانمندىهاى هريك از دو جنس، و عدالتى فراگير در عرصه تكليف و اختيارات. اكنون نگاهى خواهيم داشت به اين تفاوتها كه از مقام حكمت حضرت حق در عرصه آفرينش و تدبير سرچشمه گرفته است.
مردان يك درجه برتر از زنان
«وَ لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ»
درنگى كوتاه در اينجا لازم است، قرآن مردان را يك درجه بر زنان برترى داده است! آيا اين به معناى كاستن از ارزش زن است، يا آن كه مرد از كمالى برخوردار است كه زن از آن بهره ندارد، يا آن كه نه اين است و نه آن، بلكه اين به نظر هماهنگى با نهاد و طبيعتى است كه مرد و زن را بر آن سرشتهاند. دادههاى آفرينشى و ذاتى مرد با زن تفاوت دارد، چنان كه طبيعت زنانه نازك و لطيف او با طبيعت سخت و زمخت مرد تفاوت دارد. اميرمؤمنان عليه السلام نيز فرمود: «المرأة ريحانة وليست بقهرمانة»[٢]؛ «زن بسان برگ گل است، از سخت تن همچون قهرمان نيست.» نرمى طبع و لطافت خوى زن، او را در برخورد با رويدادها زود رنج مىسازد؛ برخلاف مرد كه بردبارتر و پايدارتر است.
بنابراين زن در حقوق و بهرههاى انسانى هم سنگ مرد است، «وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ»[٣] اين همسانى در اصل آفرينش است تا براى مرد همسرى از جنس خود او باشد و با هميارى يكديگر زندگى زناشويى را اداره كنند. پس او نيز از حقوق مشترك همسان برخوردار است و اين همان همانندى و برابرى است كه عقل آن را
[١] . حجرات/ ١٣.
[٢] . نهج البلاغه، ص ٤٠٥.
[٣] . بقره/ ٢٨٨.