نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٨١ - هؤلاء بناتى
چنين بيالايد. قرآن آياتى در شأن و مقام والاى او دارد كه همواره تلاوت مىشوند و سند گواهى خداوند بر پيراستگى ساحت اولياى وى هستند؛ از جمله آيات زير:
«وَ لُوطاً آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كانَتْ تَعْمَلُ الْخَبائِثَ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فاسِقِينَ. وَ أَدْخَلْناهُ فِي رَحْمَتِنا إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ».[١]
و به لوط حكمت و دانش عطا كرديم و او را از آن شهرى كه مردمش كارهاى پليد مىكردند نجات داديم. به راستى آنها گروه بد و منحرفى بودند. و او را در رحمت خويش داخل كرديم، زيرا او از شايستگان بود.
«وَ إِنَّ لُوطاً لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ. إِذْ نَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ. إِلَّا عَجُوزاً فِي الْغابِرِينَ».[٢]
و در حقيقت لوط از زمره فرستادگان بود. آن گاه كه او و همه كسانش را رهانيديم. جز پيرزنى كه در ميان خاكسترشدگان بود.
هؤلاء بناتى
در همين راستا ممكن است اعتراض شود چگونه قرآن از زبان حضرت هود گزارش نموده كه دختران خود را در عرضه قوم فساد كار خود قرار داد چنانچه در سوره هود آمده: «يا قَوْمِ، هؤُلاءِ بَناتِي، هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ»[٣]. يا چنانچه در سوره حجر مىخوانيم: «قالَ: هؤُلاءِ بَناتِي إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ»[٤]. با آنكه دختران او از طيبّاتاند و قوم فسادكار وى از خبيثين؟!
مفسّران بزرگ و كسانى كه در صدر اسلام، با تعابير قرآنى آشنايى كامل دارند، آيه را اين گونه تفسير كردهاند كه حضرت لوط، به آنان هشدار داد تا براى فرو نشاندن شهوت، از زنانتان (زنان قبيله كه همگى دختران پيامبر محسوب مىشوند) بهره گيريد، كه يگانه راه پاك وصال است.
ابن عباس- شاگرد برومند مولا امير مؤمنان (ع)-[٥] در اين زمينه مىگويد:
«لوط، زنان قوم را عرضه كرد، زيرا هر پيامبرى- در ميان قوم خود- پدر آنان
[١] . انبياء/ ٧٤- ٧٥.
[٢] . صافات/ ١٣٣- ١٣٥.
[٣] هود/ ٧٨.
[٤] حجر/ ٧١.
[٥] ابن عباس كسى است كه گفته: هر آنچه در قرآن سخن گويم، از مولايم على عليه السلام فرا گرفتهام.