نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٥٦ - انواع سحر
است كه برخى از مردم مىشناسند امّا بيشتر مردم از آن آگاهى ندارند لذا آن را سحر مىدانند، چون دليل آن و سرچشمه آن ناپيدا و دقيق است. شايد تأثيرات وجودى انسان در وجود ديگران از همين ناشى شود. اهل تاريخ نيز گفتهاند: ساحران فرعون به كمك جيوه، ريسمانها و چوبدستىها را به شكل مارها و اژدها نمايش مىدادند و چنين مىنمودند كه راه مىرود. معمولًا كسانى كه تصرفات روانى را به صورت هنر و وسيله كسب و درآمد در پيش مىگيرند از سخنان مبهم و نامهاى ناشناس كه مشهور به نامهاى شياطين و پادشاهان جنّى است بهره مىجويند كه هرگاه به اين نامها خوانده شوند در مجلس حاضر مىشوند و در اختيار شخص صدازننده قرار مىگيرند. اين مطلب تأثير بسيارى در باورهاى خيالى مردم داشته و بعضاً آن را حاصل تجربه نيز مىدانند. دليل آن نيز آن است كه خيال مىكنند كسى كه اين نامها را صدا بزند شياطين جنّى دعوت او را پاسخ داده و فرمان او را اطاعت مىكنند. برخى نيز مىپندارند اين سخنان، خود خاصيّت دارند، حال آن كه هيچ واقعيّتى در پس آن نهفته نيست بلكه باورهاى باطل و تخيّلات نفسانى است كه جادوگر را از همّت به كاربستن و اراده مؤثر داشتن بىنياز مىكند و به همين دليل افراد سفيه و ناآگاه سحر را راهى براى تسخير جنّ و ستارگان پنداشتهاند.[١]
شيخ مراغى در عبارتى كه تلخيص سخن استادش شيخ محمّد عبده است همين نظريه را بر مىگزيند.[٢]
سيد قطب در تفسير سوره فلق مىنويسد: سحر نه طبيعت اشياء را تغيير مىدهد و نه واقعيّت تازهاى براى آنها مىسازد، بلكه حواس و اداراكات را به دلخواه جادوگر، مىفريبد و اين همان سحر است كه در داستان موسى عليه السلام طى آياتى از سوره طه به تصوير كشيده شده است: «فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى» بدين گونه ريسمانها و چوبدستىهاى آنها مار واقعى نشده بود بلكه در نظر مردم چنين آمده بود كه مىخزد. اين چيزى است كه مىتوان پذيرفت، طبيعت اينچنين سحر در مردم تأثير دارد و احساسات آنها را بر اساس نظر ساحر بر مىانگيزد، احساساتى ترسآفرين، آزار دهنده و راهبردى، اين همان شرّى است كه از آن به پيشگاه
[١] . تفسير المنار، ١/ ٤٠٠.
[٢] . تفسير مراغى، ١/ ١٨٠- ١٨١.