نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٣٥ - مذهب كورش و شواهدى بر ايمان او
اخلاقى صاف و زلال نوشيده و خو و منشى نيك و بزرگوارانه يافته است.
تعاليم اخلاقى زرتشت بر دعوت به سه اصل پايهريزى شده است:
١. هومَتْ (پندار نيك)؛ ٢. هوخَتْ (گفتار نيك)؛ ٣. هو وَرِشْتْ (كردار نيك).
اينها اصول و اساس دين زرتشتى بود و كدام يك از منابع اخلاقى جز اينها مىتواند شخصيت بىنظير اخلاقى كورش را به وجود آورد؛
با اين تفصيل، اگر قبول كنيم كه ذوالقرنين دين مزْديسنى داشته است، نه تنها قرآن درباره او ايمان به خدا و روز حساب را ثابت كرده، بلكه او را جزو وحى رسيدگان از طرف خداوند بر شمرده است؛ بنابراين آيا نبايد دين زرتشت، دينى آسمانى باشد؟ چرا؛ لازم به نظر مىرسد و دليل هم براى ردّ اين الزام نداريم؛ زيرا تاكنون ثابت شده است كه دين زرتشت، دين توحيد و اخلاق فاضله بوده و پرستش آتش[١] و عقيده ثنويت[٢] از آن دين نيست، بلكه از بقاياى مذهب مجوسى[٣] «مادى»
[١] . در واقع پرستش آتش و مقدّس دانستن آن در ميان نبوده است، بلكه براى آتش جايگاهى قرار دادهبودند تا براى استفاده روزمره عموم، هميشه روشن باشد؛ زيرا در آن روزگار آتش روشن كردن براى نوع مردم دشوار بود، پس مكان ويژهاى براى روشن نگه داشتن آتش ايجاد كردند تا به صورت شبانهروزى در خدمت مردم باشد و كسى آن را خاموش نسازد. بنابراين مجوس هيچگاه آتش را مقدّس نمىدانست و يا آن را معبود خود قرار نداده بود، بلكه به سبب استفادهاى كه براى عموم داشت، آن را محترم مىشمردند. سپس اين مسئله به صورت يك سنت درآمد و با وجود آنكه ديگر به چنين كارى نياز نيست، تا امروزه باقى است. به تقليد از گذشتگان، فردوسى دراين باره مىگويد:
|
مگويى كه آتشپرستان بُدَنْد |
پرستنده نيك يزدان بُدَنْد |
|
[٢] . دين زرتشت براساس ثنويت؛ يعنى اعتقاد به وجود دو خداى خير و شر نبوده است، بلكه خداى واحدى وجود دارد كه اهورامزدا باشد و آفريننده همه چيز است و چون او خير محض است، مخلوقاتش همه خيرند و شرّ، كار اهريمن يا شيطان است كه با تسويلات خود جلب شر مىكند.
زرتشت به اين مسئله تصريح كرده است كه در اينجا خدايى وجود ندارد كه خالق شرور باشد، بلكه آنچه هست، مظهر شرور است كه وى آن را انگره مينو يااهرمن ناميده است كه همان شيطان نزد مسلمانان باشد.
[٣] . مجوس واژهاى عبرى- عربى است كه معرّب« موغوش» يا« موگوش» است. براى پرستش آتش در كوهها، معابد و قربانگاههايى مىساختند. اين معابد به وسيله روحانيانى به نام مُغ( موگوش) اداره مىشد و همين كلمه بعدها نماينده آتش پرستى شد كه به عربى و عبرى، مجوس خوانده شد.