نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٨٥ - كند و كاوى در مقوله چشم زخم
معروف اند و موارد زيادى از ايشان ديده شده كه چشم زدهاند و نمىتوان همه اين موارد را اتفاقى دانست و راهى نيز براى كنار زدن اين روايت كه فرمود: «العين حقّ» وجود ندارد؛ زيرا به تواتر و با چند نقل رسيده است و اصل اين موضوع نيز مبرهن و مجرّب است.
نيز گفتهاند: اگر نبود كه ذرّاتى از چشم انسان شور چشم جدا مىشود و به شخص چشم خورده اصابت مىكند- و بدين گونه نيروى مقاومت او را در هم مىشكند- امكان نداشت آن شخص، بى آن كه تماس و برخوردى يا هرگونه رابطهاى با شخص شور چشم داشته باشد مشكلى از ناحيه او حسّ كند.
اصمعى گويد: شخصى شور چشم را ديدم كه خود مىگفت: هر گاه از چيزى خوشم مىآيد، حرارتى از چشمانم خارج مىشود.[١]
جاحظ در پاسخ كسانى كه پذيرش درستى چشم زخم را ناسازگار با اعتقاد به توحيد مىدانند مىگويد: پذيرفتن ويژگىهاى طبيعت انسانها پذيرفتن سنت جارى خداوند در آفرينش و تقدير است و اينها چيزى خارج از خواست و اراده حضرتش نيست، و هر كه بپندارد توحيد محقق نمىشود مگر با انكار حقايق طبيعتها ناتوانى خود را در مسأله توحيد بيان داشته است. ملحد آن گاه از تو راضى است كه دفاع از توحيد اجازه ندهد حقّ طبيعتها را به رسميّت بشناسى، چرا كه انكار مؤثر با انكار آثارش خواهد بود. وقتى اعيان وجودى را كه دليل بر وجود حقاند نپذيرى، مدلول را كه حضرت حقّ است انكار كردهاى.[٢]
سيد شريف رضى رحمه الله نيز در شرح اين روايت نبوى: «العين حق، تستنزل الحالق»[٣] سخنى بس لطيف دارد؛ ايشان مىگويد: اين سخن از باب مجاز است و
[١] . جاحظ، كتاب« الحيوان»، ٢/ ٢٦٤ تا ٢٦٩ با اندكى تصرف به نقل شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ١٩/ ٣٧٦- ٣٧٧.
[٢] . همان، ص ٢٦٦.
[٣] . حديثى متواتر است كه شيعه و سنّى با اسانيد و عبارات مختلف روايت كردهاند. ر. ك: مسند احمد، ١/ ٢٧٤ و صحاح سته و بحار الانوار، ٦٠/ ٢٥ و ٢٦، و ديگر كتب حديثى معتبر.