نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٨٤ - كند و كاوى در مقوله چشم زخم
آنهاست، همانند تأثيرات وابسته به جسم.[١]
جاحظ مىگويد: مىتوان پذيرفت كه از چشم شخصى كه به چيزى خوشايند مىنگرد، ذرّات ريز و لطيفى متّصل به چشم، جدا شود و در آن چيز تأثير بگذارد و اين از خواصّ چشم است، مانند خواصّ ديگر اشياء.[٢]
همو در كتاب «الحيوان» به مناسبت لزوم پرهيز از چشمها و دلهاى بدبين و آزمند مىنويسد:
دانشمندان فارس و هند و طبيبان يونان و خردمندان عرب و شهروندان با تجربه و متكلّمان صاحبنظر، غذا خوردن در برابر چشم درندگان را خوش نمىدانستند، و اين از ترس تأثيرات نفسانى و چشم آنها بود. زيرا در نگاه آنان اشتها و حرص و خواهش و تمنّا وجود دارد و از همين رو از منافذ بدن آنها همواره بخار بدبو خارج مىشود و از چشمانشان شرّ و مفسدههايى مىخيزد كه با طبيعت انسانها ناساز است و به همين جهت دوست نداشتند در حالى كه مشغول خوردن هستند، خادمان بالاى سرشان بايستند و مگسها را دفع كنند يا آشاميدنى بگردانند مبادا كه چشم بزنند يا نفوس بد وارد كنند، و همواره دستور مىدادند كه اول آنها را سير كنند، سپس خود پذيرايى شوند. همچنين مىگفتند سگ و گربه خانگى را يا پيش از سفره گستردن برانيد يا آن كه چيزى هر چند استخوان باشد پيشش بيندازيد و او را سرگرم خوردن كنيد.
جاحظ همچنين مىگويد:
نفوس درندگان و چشمهاى آنان در اين زمينه بدتر و پليدتر است، زيرا نگاهشان آميخته با حرص و بد ذاتى است. اين حقيقت با آنچه درباره تأثير نگاه اعجابآميز مىگويند رابطهاى تنگاتنگ دارد، و گفتهاند: كسانى را ديدهايم كه به چشم شورى
[١] . نمط آخر كتاب اشارات، به نقل از پاورقى مجمع البيان، ٥/ ٢٤٩.
[٢] . مجمع البيان، ٥/ ٢٤٩ ذيل تفسير سوره يوسف. شايد ايشان اين مطالب را از سيد رضى در كتاب المجازات النبويّة، ص ٣٦٩ گرفته باشد با اندك تغييرى كه اشاره خواهد شد.