نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢٨ - بشارت قدوم پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله
مىكرد، در آنجا دوستى عميقى ميان ما برقرار شد. مرحوم «احمد بيك نجيب» در آمفى تئاتر و سالن اجتماعات كنفرانس مىداد كه ما شركت مىكرديم و جزوههايى از كتاب «الأثر الجليل في قدماء وادى النيل» او را ارائه مىداديم. در شب ٢٧ رجب ١٣١١ بعد از كنفرانس باهم به «درب الجماميز» رفتيم. دكتر نلينو به من گفت: امشب، شب معراج است؟ گفتم: بلى. گفت: سه روز ديگر تولد حضرت زينب است؟ گفتم: آرى.
سپس- با توجه به مدرك دكتراى او در رشته آداب و سنن يهودى يونان باستان- گفتم:
معناى كلمه «بيريكلتوس» چيست؟ پاسخ داد: كشيشها مىگويند اين كلمه به معناى «تسليت داده شده» است. گفتم: من از دكتر كارلونينو داراى دكتراى آداب زبان يونان باستان سؤال مىكنم؛ نه از يك كشيش! گفت معناى آن «كسى كه بسيار ستوده است» مىباشد. گفتم: آيا اين با وصف تفضيلى ريشه حمد (احمد) به يك معنى نيست، گفت: چرا. گفتم: رسول خدا صلى الله عليه و آله يكى از نامهاى او «احمد» است. گفت: برادر، محفوظات تو زياد است. با اين آيه كه قول مسيح مىگويد: «و بشارت دهنده هستم به پيامبرى كه پس از من خواهد آمد و نام او احمد است» اطمينان من بيشتر شد.[١]
علامه بلاغى مىگويد: اصل يونانى اين كلمه «بيركلوطوس» است كه معرّب آن «فيرقلوط» است به معناى «بسيار ستوده» كه با نام «احمد» و «محمّد» به يك معنى است. اما آنان- به زعم خود- آن را تصحيح كرده به «بيراكلى طوس» تبديل كردهاند و «فارقليط» تعبير مىكنند؛ چنان كه از ترجمههاى چاپ لندن سال ١٨٢١ و ١٨٣١ و ١٨٤١ ميلادى و چاپ وليم لندن (١٨٥٧ ميلادى) براساس نسخه چاپ رُم در سال ١٦٦٤ ميلادى و نيز از ترجمه عبرى چاپ ١٩٠١ ميلادى استفاده مىشود. اما برخى مترجمان، آن را به صورت تسليت داده شد تغيير دادهاند و همين واژه نيز رايج شده است.[٢]
محمّدبن اسحاق تاريخ نگار مسلمان و نويسنده سيره نبويه (م ١٥١ ه) نيز به نقل از انجيل يوحنّا مىنويسد: معادل واژه بشارت در زبان سريانى «مُنْحَمنّا» و در زبان
[١] . پاورقى قصص الانبياء نجار، صفحه ٣٩٧- ٣٩٨. و آيه ٦ سوره صف.
[٢] . ر. ك: الرحلة المدرسيّة، بلاغى، ٢/ ٣٣.