نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٣٠ - مسئله هامان
همين سراى بزرگ گرفته شده است و مصريان باستان، اين سرا را «پيرو» مىناميدند و در واقع لفظى كه يهوديان آن را به «فرعوه» يا «فرعون» ترجمه كردند، برگرفته از لقب خود پادشاه است.[١]
اسم «هامان» نيز كه معرّب «آمون» است، بر بزرگِ كاهنان معبد «آمون» نهاده شد، همو كه از زمان خاندان نوزدهم، آن چنان جايگاه بلندى يافت كه فرعون او را به حكومت نيل عليا گمارد و بدين سان فرمانده كلّ ارتش و رئيس خزانه امپراطورى و سرپرست ارشد پرستشگاههاى خدايان شد.[٢]
وزير فرعون عملًا بر همه امور عمومى و مالى عمارت نظارت مىكرد[٣] و بالاترين مقام ناظر در همه كارهاى پادشاه بود.[٤] بدين ترتيب، بزرگ كاهنانِ «آمون» داراى مقام وزارت فرعون هم بود. بنابراين مقصود از «هامان» در قرآن، «آمون» است و اين دو اسم از نظر تلفظ و وزن، به هم نزديكند؛ به ويژه آنگاه كه بدانيم «آمون»، «امانا» نيز تلفظ مىشود و نشانه اختصارى «بزرگِ كاهنان» است؛ مانند اسم فرعون كه به معناى سراى بزرگ حكومت و لقب پادشاهان مصر بوده است. در نتيجه، هامان لقب بزرگ كاهنانِ «آمون» و در ضمن، وزير دارايى و مسكن و شهرسازى فرعون هم بوده است.[٥]
[١] . ر. ك: ويل دورانت، قصّة الحضارة، ٢/ ٩٣؛ ترجمه فارسى آن:« تاريخ تمدّن»، ١/ ١٩٥.
[٢] . برستيد، تاريخ مصر، ص ٥٢٠.
[٣] . دوماس، ثقافة فراعين مصر، ١٩٦٥ م، ص ١٥٨( پاريس).
[٤] . همان و نيز ر. ك: عبدالرحمان البدوي، الدفاع عن القرآن ضدّ منتقديه، ص ١٨٦.
[٥] . براى آگاهى بيشتر بنگريد به: دائرة المعارف بريتانيكا؛ ج ١، ص ٣٢١، ستون يكم، چاپ ١٩٨٢ م(
Encyclopeldia Britanica, ١, P ١٢٣, coll. ١, ed ٢٨٩١
) در آن آمده است كه امور كشور مصر در آن زمان( دوره خاندانهاى نوزدهم و بيستم) بر اساس ديانت اداره مىشد و براساس عقيده رسمى، حكومت از آن خدايان بود. اين خدايان عبارت بودند از: امان تهى بزپاى ميليوپولس. اينان برنامهريزان شيوه حكومت براى پادشاهان مصر بودند و سياست حاكم همان بود كه نمايندگان كاهنان معبد آمون( يعنى بزرگ كاهنان) به حاكمان ديكته مىكردند. به همين دليل فراعنه مصر امور سياسى و اداره كشورها را به كاهنان واگذار كرده بودند. كاهنان نيز از اين رهگذر با استفاده از قداستِ كهانت، به ثروتهاى عظيمى دست يافتند.