نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٨ - «فلبث فيهم ألف سنة إلا خمسين عاما»
امّا تنور، در اصل، محلّ پختن نان است و واژهاى فارسى است كه عرب بى هيچ دگرديسى آن را به كار برده است. ابن دريد مىگويد: كلمه تنور فارسى معرّب است و عرب نيز جز اين اسمى براى تنور نمىشناخت و به همين جهت در قرآن از آن استفاده شد زيرا عرب به زبانى كه آن را مىشناختند مخاطب بودند.
ابن قتيبه مىگويد: از ابن عباس نقل شده كه تنور در هر زبانى تنور است، عربى و عجمى.[١]
اين واژه با استعاره درباره محل جوشش آب به كار رفته و تنانير، چشمه آب است كه فوران مىكند چنان كه آتش از تنور فوران مىكند.
فيروزآبادى گفته است: تنور، محل جوشش آب است و آبگير دشت كه در آن آب جمع مىشود و تنانير دشت همان گودالها و بركههاى بيابان است كه آب در آن جمع مىشود.
بنابر اين معناى آيه چنين است: چشمههاى زمين لبريز از آب شد و بر خروشيد.
مانند همين تعبير در سوره قمر نيز آمده است: «فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ، وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ، وَ حَمَلْناهُ عَلى ذاتِ أَلْواحٍ وَ دُسُرٍ»[٢].
«فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً»[٣].
آيا هيچ انسانى عمرى چنين طولانى دارد؟ كه حتّىدر قرون گذشته نيز معمول نبوده.
اين فراعنه مصرند با پيكرهايى همانند انسانهاى امروزه و با آن كه بيش از چهل قرن پيش مىزيستهاند، طول عمر آنها مثل خود ما بوده است. پس داستان نوح چيست؟
استاد عبدالوهاب نجّار مىگويد: منعى ندارد كه آدم و انسانهاى نزديك به زمان او عمرهاى طولانى داشته باشند، زيرا انسان نوعى در آغاز پيدايش نه بار غصّهاى داشت و نه رنج بيمارىهاى گونه گون، و نه غذاهاى دير هضم، نيروى او را به تحليل مىبرد.
بنابراين بسيار طبيعى بود كه عمرى طولانى داشته باشد ولى ما و امثال ما از انسانهاى
[١] . المعرّب ابومنصور جواليقى، ص ٢١٣ و نيز ر. ك: جمهرة اللغة ابن دريد، ٣/ ٥٠٢ و ٢/ ١٤ و ادب الكاتب ابن قتيبه، ٣٨٤.
[٢] . قمر/ ١١- ١٣.
[٣] . عنكبوت/ ١٤.