نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٣٩ - داستانهاى قرآن، رويدادهايى واقعى
است و اشاره دارد به پيمانى كه در نهاد انسان به وديعه نهاده شده است و هركس به درون خود بازگردد، اين پيمان را به صورتى آشكار مىيابد.
از اين رو امام على عليه السلام با صراحت مىفرمايد: «پيامبران برانگيخته شدند تا گنجينههاى نهان خرد انسان را بكاوند».[١] پس نشانههاى توحيد و يكتا بودن خداوند در جانهاى نوع بشر آشكارا وجود دارد، اما ممكن است گرد و غبار غفلت، آن را پوشانده باشد. عقل، حجت باطنى خداوند است و پيامبران حجتهاى ظاهرى اويند و آمدهاند تا پشتيبان عقل و خرد باشند.[٢] امام كاظم عليه السلام مىفرمايد: «خداوند تبارك و تعالى با عقل، حجتهاى خود را بر مردم كامل كرده است».[٣]
پيمانى كه خداوند از مردم گرفت و فطرتى كه نهاد بشر بر آن سرشته شده، كنايه از خردى است كه آميزه ذات آدمى است، اما آنچه برخى پنداشتهاند و در برخى تفاسير آمده است كه مراد آيه «عالم ذرّ» است و در آنجا خداوند نسل آدم را از صلب او بيرون كشيد و آنان را بر ربوبيت خويش گواه گرفت، نه تنها ارتباطى به اين آيه ندارد و در آيه به آن اشارهاى نشده است، بلكه با ظاهر تعبير قرآن منافات دارد؛ چرا كه آيه مىفرمايد: «مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ»؛ يعنى از پشت فرزندان آدم نسلشان را بيرون كشيد و نفرمود «از پشت آدم».
داستانهاى قرآن، رويدادهايى واقعى
در مباحث پيشين اشاره شد كه داستانهاى قرآن، واقعى و تجربههايى تلخ و شيرين از زندگى بشر است كه قرآن براى عبرتآموزى ياد كرده است و پر واضح است كه از انگارههاى وهمى و خاطرههاى خيالى، پندآموزى ميسّر نيست.
البته بايد توجه داشت كه قرآن اين حوادث تاريخى را با بيانى ادبى و هنرى به زيباترين شكل به تصوير كشيده است تا جذّابيت و تأثير آن بيشتر شود؛ پس داستانهاى قرآن آميزهاى از ادب و تاريخ است.
[١] . نهج البلاغه، با تصحيح و حواشى صبحى صالح، بيروت، دارالكتب اللبنانى، ١٤١١ ه ١٩٩١ م.، خطبه اول، ص ٤٣.
[٢] . بنگريد به: اصول كافى، ١/ ١٦، حديث هشام.
[٣] . همان، ص ١٣.