نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٣٤ - داستان صليب
٢. «هرارنست دى بونس» آلمانى در كتابش، اسلام؛ يعنى مسيحيّت راستين صفحه ١٤٣ سخنى دارد با اين مضمون: همه آنچه درباره صليب وفديه آمد از ابتكارات و بدعتهاى «بولس» و كسانى همانند اوست كه نه مسيح را ديدهاند و نه از شخصيتهاى اصلى مسيحيّتاند.
٣. «مولمان» در جلد اول كتاب «تاريخ آيين مسيحى» مىنويسد: اجراى حكم (اعدام) در ساعاتى بود كه هوا گرگ و ميش بود و پرده ظلمت آويخته بود. در نتيجه امكان جابجايى مسيح با يكى از مجرمين در انتظار اعدام در زندانهاى بيت المقدس وجود داشته، چنان كه برخى طوائف مسيحى نيز باور دارند و قرآن نيز ايشان را تصديق كرده است.[١]
شيخ محمّد عبده نيز سخنى دامنهدار درباره مسأله صليب و فدا دارد و آن را باورى بت پرستانه مىداند كه مسيحيان از هنديان فرا گرفتهاند، و اشكالات مسيحيان بر انكار جريان صليب را مطرح كرده پاسخ مىدهد؛ از جمله اينكه گفتهاند، داستان صليب متواتر و مورد اتفاق همه گروههاى مسيحى است. اما اين اشكال براى كسى است كه تاريخ مسيحيّت را نداند، اما كسى كه از آن آگاه باشد پاسخ براى او آسان است، چرا كه گروههايى از ايشان قصه صليب را انكار كردهاند، مانند فرقههاى «سيرنشيان» و «تانيانوسيان» كه پيروان «تانيانوس» شاگرد «يوستينوس» معروف هستند. «فوتيوس» نيز گفته كتابى خواندهام كه «سفر پيامبران» نام داشت و در آن قضاياى پطرس و يوحنّا و اندرائوس و توما و پولس درج شده بود، و از چيزهايى كه در آن خوانده بود اين بود كه «مسيح به دارآويخته نشد بلكه ديگرى به صليب كشيده شد و او به صليب كشندگان خنديد». مراكز مسيحى آن روز نيز مطالعه اينگونه كتابها را كه با اناجيل اربعه و نامههاى مورد اعتماد كليسا منافات داشت تحريم كرده بودند و به سوزاندن و امحاى اين كتابها پرداخته بودند ... برخى از اين كتابها نيز پذيرفته شد؛ از
[١] . ر. ك: الفارق بين الخالق والمخلوق، ص ٢٨١ و ٢٨٢ و قصص الانبياء نجّار، صفحه ٤٤٧ تا ٤٤٩.