نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٣٢ - داستان صليب
گوش آن غلام كشيده او را شفا داد.
٦. متى مىگويد: «و آنانى كه عيسى را گرفته بودند او را نزد قيافا رئيس كَهَنه ...
بردند». اما يوحنا مىگويد: «عيسى را گرفته او را بستند و اول او را نزد حنّا پدر زن قيافا كه در همان سال رئيس كَهَنه بود آوردند.»
٧. متى مىگويد: «پس رؤساى كهنه و مشايخ و تمامى اهل شورى طلب شهادت دروغ بر عيسى مىكردند تا او را به قتل رسانند ليكن نيافتند با آن كه چند شاهد دروغ پيش آمدند هيچ نيافتند.»
استاد نجّار مىگويد: اين جمله مغلق كاملًا متناقض را ببينيد؛ اگر به دنبال شاهد دروغ بودند ولى نيافتند، چگونه دوباره مىگويد: با آن كه چند شاهد دروغ پيش آمدند هيچ نيافتند.
٨. آنچه به صراحت از عبارت متّى و مرقس فهميده مىشود اين است كه محاكمه عيسى شبانه و پس از دستگيرى او و رسيدنش به خانه رئيس كاهنان بوده؛ اما لوقا و يوحنّا زمان آن را صبح نوشتهاند.
٩. يوحنّا گويد: «پاى صليب عيسى مادر او و خواهر مادرش ايستاده بودند ...
عيسى ... به مادر خود گفت ...» اين عبارت را فقط يوحنّا آورده، لوقا اشارهاى به نزديكان عيسى يا حضور آشنايان او ندارد، و مرقس نيز نقل نكرده كه كسى از آشنايان او و حادثه به صليب كشيده شدن را از نزديك شاهد بوده است.
١٠. متّى نقل كرده كه وقتى مسيح عليه السلام «روح را تسليم نمود. كه ناگاه پرده هيكل از سر تا پا دو پاره شد و زمين متزلزل و سنگها شكافته گرديد. و قبرها گشاده شد و بسيارى از بدنهاى مقدّسين كه آراميده بودند برخاستند.» مرقس اما از اين مطلب به كلى درگذشته و سخنى نياورده. لوقا نيز گفته: خورشيد تاريك شد و پرده هيكل پاره شد، امّا سخنى از زلزله و ديگر وقايعى كه متّى گفته بود ندارد.
استاد نجّار بيش از سى مورد از موارد اختلاف اناجيل را آورده سپس مىگويد:
گمان مىكنم آوردن اين همه سخنان متفاوت در اين باب ملالآور بوده و خواننده را نيز چون من خسته كرده باشد، اگر به همين منوال تضادهاى اناجيل را بر شمارم وقت