نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٣٨ - ترسيم حقايق در قالب داستان
انسان توان و شايستگى بيشترى براى برداشتن اين بار امانت داشت. اين قابليّت ذاتى به وديعههايى خدادادى از قبيل عقل، توان انجام شايسته امور و آفرينشگرى بر مىگردد كه بدين وسيله انسان جانشينى خداوند در زمين را يافته است. انسان با كمك اين برترى و لياقت توانست به اين جايگاه والا دست يابد، اما افسوس كه به شأن و منزلت خويش معرفت ندارد و بر خود ستم روا مىدارد.[١]
اين تمثيل، ترسيم شگفتى از استعدادها و قابليتهاى پديدههاى هستى و نشان دادن برترين و متكاملترين موجود است كه خود واقعيتى خارجى است، نه پندارى صرف و خيالى.
نمونهاى ديگر، داستان پيمان گرفتن خداوند است: «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ»[٢].
اين آيه حكايتگر اين واقعيت است كه انسان داراى فطرتى توحيدى است.
سرشت انسان همزاد با توحيد و يكتاگرايى است؛ همچنان كه در حديث مشهور از رسول اكرم صلى الله عليه و آله آمده است: «كلّ مولود يُولد على الفطرة»[٣]. از آيههاى: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها»[٤]. و نيز «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ. وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ».[٥] همين معنى قصد شده
[١] . بنگريد به: تفسير صافي، ٤/ ٢٠٦- ٢٠٨؛ الميزان، ١٦/ ٣٥٦- ٣٥٨. زمخشرى در اين باره تحقيق زيبايى دارد. بنگريد به: الكشّاف، ٣/ ٥٦٥.
[٢] . اعراف/ ١٧٢:«( وياد كن) هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذريّه آنان را برگرفت و ايشان را بر خودشان گواه گرفت كه آيا پروردگار شما نيستم؟ گفتند چرا، گواهى داديم تا مبادا روز قيامت بگوييد ما از اين امر غافل بوديم».
[٣] . بحارالأنوار، ٣/ ٢٨١، حديث ٢٢؛ عوالى اللئالى، ١/ ٣٥، حديث ١٨.
[٤] . روم/ ٣٠:« پس روى خود را با گرايش تمام به حقّ، به سوى اين دين كن، با همان سرشتى كه خدامردم را بر آن سرشته است».
[٥] . يس/ ٦٠- ٦١:« اى فرزندان آدم! مگر با شما عهد نكرده بودم كه شيطان را مپرستيد؛ زيرا وى دشمنآشكار شماست؛ و اينكه مرا بپرستيد؛ اين است راه راست»!