نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٣٥ - خداى دست بسته
يهودى ساكن ايران ضمن انكار آن، طى اعتراضى مكتوب خواستار تعيين منشأ انتساب اين سخن به خودشان شدند.
از ظاهر قرآن كريم بر مىآيد كه عقيده «ناتوانى خداوند» نزد امّت يهود رايج بوده است، نه اينكه صرفاً عقيده برخى از يهوديان نادان و بىپروا در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله باشد؛ زيرا در فرض دوم، نيازى نبود كه در شأن آن آيهاى نازل شود!
پس بىگمان عقيده پيشگفته در ميان امّت يهود، ريشهدار و رايج است كه خداوند آن را به ايشان منتسب و در همان حال، تقبيح كرده است.
بيشتر مفسران بر اين باورند كه اين سخن از باب الزام از آنان صادر شده است.
الزام يكى از روشهاى جدل است كه در آن از طريق استلزامات مذهب خصم، براى سركوب وى استفاده مىشود بدين نحو كه از لازمه ذاتى نظر او براى محكوم كردنش استفاده مىشود؛ اگرچه مستدل به آن لازم معتقد نباشد. گفتهاند هنگامى كه در جامعه اسلامى صدر اسلام براى قرض دادن به خدا با انفاق و پرداخت صدقه در راه خدا، تشويق و ترغيب فراوانى صورت گرفت- اين مطلب در آيات فراوانى آمده است- يهوديان عقيده مسلمانان را در اين باره به مسخره گرفتند و چنين پنداشتند كه خداوند فقير و نيازمندِ گرفتن وام است، بنابراين با مسخره گفتند: «إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ»[١]؛ به راستى خداوند نيازمند و ما بىنياز هستيم. پس هركس فقير باشد، ناتوان و دست بسته است.[٢]
علامه طباطبايى بر اين باور است كه اين وجه نزديكتر به واقع است.[٣]
ليكن نظر اهل بيت عليهم السلام در تفسير اين آيه چنين است: اين سخن يهوديان به معناى عقيده ديگر آنان است كه مىگويند خداوند پس از خلقت به دليل آنكه در ازل همه چيز را مقدّر كرده است، ديگر چيز جديدى خلق نمىكند: «جفّ القلم بما هو كائن إلى يوم القيامة»[٤] و پس از آن تقدير، ديگر تغييرى در كار نيست.
اين عقيده رايج يهوديان بود كه از طريق اسرائيليات به احاديث اهل سنت نفوذ
[١] . آل عمران/ ١٨١.
[٢] . مجمع البيان، ٢/ ٥٤٧.
[٣] . الميزان، ٦/ ٣٢.
[٤] . ر. ك: صحيح البخارى، باب القدر، ٨/ ١٥٢:« خامه خلقت، پس از آفرينش، تا روز قيامت خشكيد».